wearing overalls
پوشیدن لباس کار
new overalls
لباس کار جدید
overalls on
پوشیدن لباس کار
overalls off
درآوردن لباس کار
blue overalls
لباس کار آبی
clean overalls
لباس کار تمیز
old overalls
لباس کار قدیمی
overalls now
لباس کار اکنون
bought overalls
خریدن لباس کار
stylish overalls
لباس کار شیک
she wore denim overalls to the farmer's market.
او برای رفتن به بازار کشاورزان، شلوار جین جلیقه پوشیده بود.
he loved his new blue overalls for gardening.
او عاشق شلوار جلیقه آبی جدیدش برای باغبانی بود.
the children played in their colorful overalls.
کودکان با شلوار جلیقه رنگارنگ خود بازی کردند.
she paired her overalls with a striped t-shirt.
او شلوار جلیقه خود را با یک تی شرت راه راه ست کرد.
he quickly changed into his work overalls.
او به سرعت شلوار جلیقه کار خود را پوشید.
the overalls were perfect for painting the fence.
شلوار جلیقه برای رنگ آمیزی حصار عالی بود.
she rolled up the legs of her overalls.
او دمپای شلوار جلیقه خود را تا کرد.
he bought her a pair of floral overalls.
او یک جفت شلوار جلیقه گلدار برای او خرید.
the overalls had large pockets for tools.
شلوار جلیقه دارای جیب های بزرگ برای ابزار بود.
she tucked her shirt into her overalls.
او پیراهن خود را به داخل شلوار جلیقه خود فرو کرد.
he needed to wash his dirty overalls.
او نیاز داشت شلوار جلیقه کثیف خود را بشوید.
she styled her overalls with a belt.
او شلوار جلیقه خود را با یک کمربند استایل کرد.
wearing overalls
پوشیدن لباس کار
new overalls
لباس کار جدید
overalls on
پوشیدن لباس کار
overalls off
درآوردن لباس کار
blue overalls
لباس کار آبی
clean overalls
لباس کار تمیز
old overalls
لباس کار قدیمی
overalls now
لباس کار اکنون
bought overalls
خریدن لباس کار
stylish overalls
لباس کار شیک
she wore denim overalls to the farmer's market.
او برای رفتن به بازار کشاورزان، شلوار جین جلیقه پوشیده بود.
he loved his new blue overalls for gardening.
او عاشق شلوار جلیقه آبی جدیدش برای باغبانی بود.
the children played in their colorful overalls.
کودکان با شلوار جلیقه رنگارنگ خود بازی کردند.
she paired her overalls with a striped t-shirt.
او شلوار جلیقه خود را با یک تی شرت راه راه ست کرد.
he quickly changed into his work overalls.
او به سرعت شلوار جلیقه کار خود را پوشید.
the overalls were perfect for painting the fence.
شلوار جلیقه برای رنگ آمیزی حصار عالی بود.
she rolled up the legs of her overalls.
او دمپای شلوار جلیقه خود را تا کرد.
he bought her a pair of floral overalls.
او یک جفت شلوار جلیقه گلدار برای او خرید.
the overalls had large pockets for tools.
شلوار جلیقه دارای جیب های بزرگ برای ابزار بود.
she tucked her shirt into her overalls.
او پیراهن خود را به داخل شلوار جلیقه خود فرو کرد.
he needed to wash his dirty overalls.
او نیاز داشت شلوار جلیقه کثیف خود را بشوید.
she styled her overalls with a belt.
او شلوار جلیقه خود را با یک کمربند استایل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید