overalls

[ایالات متحده]/ˈəʊvərɔːlz/
[بریتانیا]/ˈoʊvərɔːlz/

ترجمه

n. یک قطعه لباس که برای محافظت از لباس‌های دیگر، به خصوص در حین کار، بر روی آن‌ها پوشیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wearing overalls

پوشیدن لباس کار

new overalls

لباس کار جدید

overalls on

پوشیدن لباس کار

overalls off

درآوردن لباس کار

blue overalls

لباس کار آبی

clean overalls

لباس کار تمیز

old overalls

لباس کار قدیمی

overalls now

لباس کار اکنون

bought overalls

خریدن لباس کار

stylish overalls

لباس کار شیک

جملات نمونه

she wore denim overalls to the farmer's market.

او برای رفتن به بازار کشاورزان، شلوار جین جلیقه پوشیده بود.

he loved his new blue overalls for gardening.

او عاشق شلوار جلیقه آبی جدیدش برای باغبانی بود.

the children played in their colorful overalls.

کودکان با شلوار جلیقه رنگارنگ خود بازی کردند.

she paired her overalls with a striped t-shirt.

او شلوار جلیقه خود را با یک تی شرت راه راه ست کرد.

he quickly changed into his work overalls.

او به سرعت شلوار جلیقه کار خود را پوشید.

the overalls were perfect for painting the fence.

شلوار جلیقه برای رنگ آمیزی حصار عالی بود.

she rolled up the legs of her overalls.

او دمپای شلوار جلیقه خود را تا کرد.

he bought her a pair of floral overalls.

او یک جفت شلوار جلیقه گلدار برای او خرید.

the overalls had large pockets for tools.

شلوار جلیقه دارای جیب های بزرگ برای ابزار بود.

she tucked her shirt into her overalls.

او پیراهن خود را به داخل شلوار جلیقه خود فرو کرد.

he needed to wash his dirty overalls.

او نیاز داشت شلوار جلیقه کثیف خود را بشوید.

she styled her overalls with a belt.

او شلوار جلیقه خود را با یک کمربند استایل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید