| شکل سوم شخص مفرد | overdresses |
| زمان گذشته | overdressed |
| صفت یا فعل حال استمراری | overdressing |
| قسمت سوم فعل | overdressed |
| جمع | overdresses |
overdressed
لباس پوشیده
overdressing
مازاد پوشیدن
she felt wildly overdressed in her velvet suit.
او احساس کرد که در کت و شلوار مخمل خود لباس پوشیده است.
It's better to underdress than to overdress for a casual event.
بهتر است برای یک رویداد غیررسمی لباس پوشیدن کمتری داشته باشید تا لباس پوشیدن زیاد.
She always overdresses for work, wearing heels and a full face of makeup.
او همیشه برای کار لباس پوشیده است، با پاشنه بلند و یک صورت کامل آرایش.
I tend to overdress for parties because I like to make a statement with my outfits.
من معمولاً برای مهمانی ها لباس پوشیده ام، زیرا دوست دارم با لباس هایم بیانیه ای بدم.
Don't overdress for the job interview, business casual attire is usually appropriate.
برای مصاحبه شغلی لباس پوشیدن زیاد نکنید، لباس های غیررسمی تجاری معمولاً مناسب است.
She felt out of place at the picnic because she had overdressed in a fancy dress.
او در پیک نیک احساس بیگانگی کرد زیرا لباس پوشیده بود.
He tends to overdress for family gatherings, always wearing a suit and tie.
او معمولاً برای دورهمی های خانوادگی لباس پوشیده است، همیشه کت و شلوار و کراوات می پوشد.
I accidentally overdressed for the beach party, everyone else was in shorts and t-shirts.
من به طور تصادفی برای مهمانی ساحلی لباس پوشیده ام، همه بقیه شلوارک و تی شرت پوشیده اند.
When in doubt, it's better to overdress than to underdress for a formal event.
در صورت تردید، بهتر است برای یک رویداد رسمی لباس پوشیدن زیاد کنید تا لباس پوشیدن کم.
She felt embarrassed when she realized she had overdressed for the movie night.
او احساس شرمندگی کرد وقتی متوجه شد که برای شب تماشای فیلم لباس پوشیده است.
He always overdresses for the gym, wearing designer workout gear.
او همیشه برای باشگاه ورزشی لباس پوشیده است، لباس های ورزشی طراحی شده می پوشد.
overdressed
لباس پوشیده
overdressing
مازاد پوشیدن
she felt wildly overdressed in her velvet suit.
او احساس کرد که در کت و شلوار مخمل خود لباس پوشیده است.
It's better to underdress than to overdress for a casual event.
بهتر است برای یک رویداد غیررسمی لباس پوشیدن کمتری داشته باشید تا لباس پوشیدن زیاد.
She always overdresses for work, wearing heels and a full face of makeup.
او همیشه برای کار لباس پوشیده است، با پاشنه بلند و یک صورت کامل آرایش.
I tend to overdress for parties because I like to make a statement with my outfits.
من معمولاً برای مهمانی ها لباس پوشیده ام، زیرا دوست دارم با لباس هایم بیانیه ای بدم.
Don't overdress for the job interview, business casual attire is usually appropriate.
برای مصاحبه شغلی لباس پوشیدن زیاد نکنید، لباس های غیررسمی تجاری معمولاً مناسب است.
She felt out of place at the picnic because she had overdressed in a fancy dress.
او در پیک نیک احساس بیگانگی کرد زیرا لباس پوشیده بود.
He tends to overdress for family gatherings, always wearing a suit and tie.
او معمولاً برای دورهمی های خانوادگی لباس پوشیده است، همیشه کت و شلوار و کراوات می پوشد.
I accidentally overdressed for the beach party, everyone else was in shorts and t-shirts.
من به طور تصادفی برای مهمانی ساحلی لباس پوشیده ام، همه بقیه شلوارک و تی شرت پوشیده اند.
When in doubt, it's better to overdress than to underdress for a formal event.
در صورت تردید، بهتر است برای یک رویداد رسمی لباس پوشیدن زیاد کنید تا لباس پوشیدن کم.
She felt embarrassed when she realized she had overdressed for the movie night.
او احساس شرمندگی کرد وقتی متوجه شد که برای شب تماشای فیلم لباس پوشیده است.
He always overdresses for the gym, wearing designer workout gear.
او همیشه برای باشگاه ورزشی لباس پوشیده است، لباس های ورزشی طراحی شده می پوشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید