overdresses

[ایالات متحده]/[ˌoʊvərˈdrɛs]/
[بریتانیا]/[ˌoʊvərˈdrɛs]/

ترجمه

v. (ساده کنونی، سوم شخص تکثیری) لباس پوشیدن به گونه‌ای که بیش از حد یا رسمی‌تر از موقعیت است؛ لباس پوشیدن به گونه‌ای که بیش از حد یا گران‌تر از لازم است؛ لباس دیگری را به گونه‌ای که بیش از حد یا رسمی‌تر از لازم است پوشاندن.

عبارات و ترکیب‌ها

overdresses herself

خود را زیاد پوشیده می‌کند

often overdresses

اغلب زیاد پوشیده می‌کند

she overdresses

او زیاد پوشیده می‌کند

overdresses for events

برای رویدادها زیاد پوشیده می‌کند

overdresses occasionally

گاهی زیاد پوشیده می‌کند

overdresses quite a bit

خیلی زیاد پوشیده می‌کند

overdressing is common

زیاد پوشیدن رایج است

overdresses the part

بخش را زیاد پوشیده می‌کند

overdresses sometimes

گاهی زیاد پوشیده می‌کند

overdresses lavishly

زیاد پوشیده می‌کند

جملات نمونه

she often overdresses for casual events, hoping to make a strong impression.

او اغلب برای رویدادهای غیررسمی زیاد لباس می‌پوشد تا تأثیر قوی‌ای بگذارد.

the actress overdresses in the play, wearing a lavish gown that seems excessive.

بازیگر در نمایش زیاد لباس می‌پوشد و یک لباس گران‌قیمت می‌پوشد که به نظر می‌رسد بیش از حد است.

many young women overdresses to emulate their favorite social media influencers.

بسیاری از زنان جوان برای شبیه‌سازی اینفلوئنسرهای محبوب شبکه‌های اجتماعی زیاد لباس می‌پوشند.

it's easy to overdresses when attending a glamorous gala or awards ceremony.

در حضور در یک جشن گران‌قیمت یا مراسم جوایز، زیاد لباس پوشیدن ساده است.

she overdresses for every holiday, even thanksgiving, with elaborate costumes.

او برای هر تعطیل، حتی روز جشن خشک‌های، با لباس‌های پیچیده زیاد لباس می‌پوشد.

the bride overdresses slightly, but her overall look is still stunning.

خانم عروس کمی زیاد لباس می‌پوشد، اما ظاهر کلی‌اش هنوز زیباست.

he commented that she overdresses, but she just enjoys feeling glamorous.

او گفت که او زیاد لباس می‌پوشد، اما او فقط لذت می‌برد که زیباست.

don't overdresses; a simple, elegant outfit is often more effective.

زیاد لباس نپوشیدن؛ یک لباس ساده و زیبایی اغلب موثرتر است.

the character overdresses to project an image of wealth and power.

شخصیت زیاد لباس می‌پوشد تا تصویر ثروت و قدرت را منتشر کند.

she tends to overdresses, even for a simple dinner with friends.

او تمایل دارد زیاد لباس پوشیدن، حتی برای یک شام ساده با دوستان.

the theme of the party was "casual chic," but some guests overdresses significantly.

موضوع جشن "چیک غیررسمی" بود، اما برخی مهمان‌ها به طور قابل توجهی زیاد لباس پوشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید