overhauling

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈhɔːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈhɔːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بررسی یا تعمیر کامل؛ تعمیر یا نوسازی عمده

عبارات و ترکیب‌ها

overhauling systems

بازسازی سیستم‌ها

overhauling processes

بازسازی فرآیندها

overhauling strategies

بازسازی استراتژی‌ها

overhauling policies

بازسازی سیاست‌ها

overhauling operations

بازسازی عملیات

overhauling equipment

بازسازی تجهیزات

overhauling regulations

بازسازی مقررات

overhauling infrastructure

بازسازی زیرساخت‌ها

overhauling frameworks

بازسازی چارچوب‌ها

overhauling services

بازسازی خدمات

جملات نمونه

the company is overhauling its marketing strategy.

شرکت در حال بازنگری استراتژی بازاریابی خود است.

they are overhauling the public transportation system.

آنها در حال بازنگری سیستم حمل و نقل عمومی هستند.

the government is overhauling the education policy.

دولت در حال بازنگری سیاست آموزشی است.

we need to consider overhauling the project timeline.

ما باید در نظر بگیریم که جدول زمانی پروژه را بازنگری کنیم.

the software team is overhauling the user interface.

تیم نرم‌افزار در حال بازنگری رابط کاربری است.

overhauling the budget is essential for financial stability.

بازنگری بودجه برای ثبات مالی ضروری است.

they are overhauling the safety protocols in the factory.

آنها در حال بازنگری پروتکل‌های ایمنی در کارخانه هستند.

the team is overhauling the training program.

تیم در حال بازنگری برنامه آموزشی است.

overhauling the website will improve user experience.

بازنگری وب سایت باعث بهبود تجربه کاربر خواهد شد.

our organization is overhauling its volunteer program.

سازمان ما در حال بازنگری برنامه داوطلبانه خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید