overperfusion

[ایالات متحده]/ˌəʊvəpəˈfjuːʒən/
[بریتانیا]/ˌoʊvərpərˈfjuːʒən/

ترجمه

n. تامین خون بیش از حد به بافت یا ناحیه ای از بدن

عبارات و ترکیب‌ها

overperfusion syndrome

متلاشی مفرط سیndروم

cerebral overperfusion

متلاشی مفرط مغزی

overperfusion injury

آسیب متلاشی مفرط

tissue overperfusion

متلاشی مفرط بافتی

pulmonary overperfusion

متلاشی مفرط ریوی

prevent overperfusion

جلوگیری از متلاشی مفرط

renal overperfusion

متلاشی مفرط کلیوی

overperfusion causes

عوامل متلاشی مفرط

overperfusion of

متلاشی مفرط از

treating overperfusion

درمان متلاشی مفرط

جملات نمونه

cerebral overperfusion syndrome can occur after carotid endarterectomy in patients with compromised autoregulation.

متلاشی افراطی مغز ممکن است پس از انجام جراحی انتهایی کاروتید در بیمارانی که تنظیم خودی آنها دچار نقص شده است، رخ دهد.

tissue overperfusion leads to edema and cellular damage due to excessive oxygen delivery beyond metabolic needs.

افراطی در تامین اکسیژن باعث ایجاد ادم و آسیب سلولی می‌شود زیرا این مقدار اکسیژن فراتر از نیازهای متابولیک است.

the physician monitored for signs of organ overperfusion during the aggressive fluid resuscitation protocol.

پزشک در طول پروتکل بازیابی مایعات فعال، علائم افراطی در تامین خون به اندام‌ها را مورد نظارت قرار داد.

capillary overperfusion causes increased hydrostatic pressure that promotes plasma extravasation into interstitial spaces.

افراطی در تامین خون به رگ‌های毛细血管 باعث افزایش فشار هیدرواستاتیک می‌شود که این امر باعث انتقال پلاسمای خون به فضاهای میان‌سلولی می‌گردد.

regional overperfusion may explain the preferential distribution of contrast enhancement in certain vascular territories.

افراطی در تامین خون به مناطق خاص ممکن است توزیع ترجیحی افزایش تضاد را در مناطق خاصی از سیستم عروقی توضیح دهد.

overperfusion injury to the brainstem resulted from the rapid correction of chronic cerebral hypoperfusion.

آسیب ناشی از افراطی در تامین خون به مغز عصبی ناشی از اصلاح سریع نقص مزمن در تامین خون به مغز بود.

the cardiology team adjusted the inotropic support to prevent myocardial overperfusion and subsequent reperfusion injury.

تیم کاردیولوژی دوز تقویت‌کننده قلبی را تنظیم کرد تا از افراطی در تامین خون به عضلات قلب و آسیب ناشی از بازتامین‌شدن جلوگیری شود.

post-operative monitoring revealed pulmonary overperfusion that contributed to the development of pulmonary edema.

نظارت پس از عمل جراحی نشان داد که افراطی در تامین خون به ریه‌ها در ایجاد ادم ریوی نقش داشت.

hepatic overperfusion syndrome was observed following successful revascularization of the previously ischemic liver.

متلاشی افراطی در تامین خون به کبد پس از موفقیت‌آمیز بودن بازتامین‌شدن کبدی که قبل از آن ایسکمی داشت، مشاهده شد.

the patient developed renal overperfusion after aggressive volume expansion, necessitating diuretic therapy.

بیمار پس از افزایش فعال حجم مایعات، افراطی در تامین خون به کلیه‌ها را تجربه کرد که درمان با داروهای ادرارزای لازم بود.

risk factors for cerebral overperfusion include severe carotid stenosis and inadequate collateral circulation.

عوامل خطر برای افراطی در تامین خون به مغز شامل انسداد شدید کاروتید و گردش خون کم در مسیرهای جایگزین است.

pulmonary overperfusion can occur in conditions where left ventricular output suddenly increases.

افراطی در تامین خون به ریه‌ها ممکن است در شرایطی که خروج قلب چپ به طور ناگهانی افزایش یابد، رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید