hyperemia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈriːmiə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəˈriːmiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خون اضافی در یک قسمت بدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

acute hyperemia

گرماي حاد

chronic hyperemia

گرماي مزمن

pulmonary hyperemia

گرماي ريه

cutaneous hyperemia

گرماي پوستي

local hyperemia

گرماي موضعي

hyperemia response

پاسخ گرما

hyperemia symptoms

علائم گرما

hyperemia treatment

درمان گرما

hyperemia causes

علت گرما

systemic hyperemia

گرماي سيستيمي

جملات نمونه

hyperemia can occur due to inflammation in the body.

هایپرامی ممکن است به دلیل التهاب در بدن رخ دهد.

doctors often check for hyperemia during physical examinations.

پزشکان اغلب در طول معاینات فیزیکی برای بررسی هایپرامی اقدام می کنند.

chronic hyperemia may lead to tissue damage.

هایپرامی مزمن ممکن است منجر به آسیب بافتی شود.

hyperemia is a common response to injury.

هایپرامی یک پاسخ شایع به آسیب است.

increased blood flow causes hyperemia in the affected area.

افزایش جریان خون باعث هایپرامی در ناحیه آسیب دیده می شود.

hyperemia can be a sign of an underlying health issue.

هایپرامی می تواند نشانه ای از یک مشکل بهداشتی زمینه‌ای باشد.

medical professionals may treat hyperemia with various therapies.

متخصصان پزشکی ممکن است هایپرامی را با روش های درمانی مختلف درمان کنند.

hyperemia is often accompanied by redness and warmth.

هایپرامی اغلب با قرمزی و گرما همراه است.

understanding hyperemia is important in diagnosing certain conditions.

درک هایپرامی برای تشخیص برخی شرایط مهم است.

hyperemia can be physiological or pathological in nature.

هایپرامی می تواند از نظر فیزیولوژیکی یا پاتولوژیکی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید