overreach

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈriːtʃ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈriːtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به دلیل جاه طلبی بیش از حد شکست خوردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریoverreaching
زمان گذشتهoverreached
شکل سوم شخص مفردoverreaches
قسمت سوم فعلoverreached
جمعoverreaches

عبارات و ترکیب‌ها

overreach their power

تجاوز از قدرت

overreach an agreement

تجاوز از توافق

overreach their authority

تجاوز از اختیارات

جملات نمونه

overreach a man in a bargain

بهانه‌جویی برای برتری گرفتن بر مردی در معامله

the horse overreached jumping the first hurdle.

اسب در حین پریدن از اولین مانع، از حد خود فراتر رفت.

the Church overreached itself in securing a territory that would prove impossible to hold.

کلیسا با به دست گرفتن منطقه‌ای که اثبات می‌شد غیرقابل حفظ است، زیاده‌خواهی کرد.

Faustus's lunacy in thinking he can overreach the devil.

جنون فاوستوس در این فکر که می‌تواند بر شیطان غلبه کند.

Don’t apply for that job: you’re in danger of overreaching yourself.

برای آن شغل درخواست ندهید: شما در خطر زیاده‌خواهی هستید.

In the end, there might be some signs that boorish boys know they're overreaching — and that may be expressed in the level of their braggadocio.

در نهایت، ممکن است نشانه‌هایی وجود داشته باشد که نشان دهد پسران بی‌ادب می‌دانند که زیاده‌خواهی می‌کنند - و این ممکن است در سطح خودستایی آنها بیان شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید