overruled

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈruːld/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈruːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تصمیم یا نظر را رد کردن یا اجازه ندادن

عبارات و ترکیب‌ها

overruled decision

تصمیم رد شده

overruled motion

حرکت رد شده

overruled objection

اعتراض رد شده

overruled appeal

کنایه رد شده

overruled verdict

حکم رد شده

overruled claim

ادعا رد شده

overruled evidence

شهادت رد شده

overruled rule

قانون رد شده

overruled law

قانون رد شده

overruled precedent

سابقه رد شده

جملات نمونه

the judge overruled the objection during the trial.

قاضی اعتراض را در طول دادگاه رد کرد.

her concerns were overruled by the committee.

نگرانی‌های او توسط کمیته رد شد.

the teacher overruled the student's request for an extension.

معلم درخواست دانش‌آموز برای تمدید را رد کرد.

his decision was overruled by the higher authority.

تصمیم او توسط مقام بالاتر رد شد.

the board overruled the previous decision on the budget.

هیئت تصمیم قبلی در مورد بودجه را رد کرد.

many arguments were overruled in the debate.

دلایل زیادی در بحث رد شدند.

the appeal was overruled by the appellate court.

درخواست تجدیدنظرخواهی توسط دادگاه تجدیدنظر رد شد.

her suggestions were overruled during the meeting.

پیشنهادهای او در طول جلسه رد شدند.

the referee overruled the initial call after reviewing the footage.

داور پس از بررسی فیلم، تصمیم اولیه را رد کرد.

despite the protests, the decision was overruled.

با وجود اعتراضات، تصمیم رد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید