oversaturating

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈsætʃəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈsætʃəreɪtɪŋ/

ترجمه

v. اشباع کردن چیزی فراتر از ظرفیت یا توانایی طبیعی‌اش؛ باعث ایجاد حالت فوق اشباع شدن.

جملات نمونه

the company is oversaturating the market with similar products, making it difficult for consumers to distinguish between them.

شرکت در حال اشباع بازار با محصولات مشابه است که باعث می‌شود تشخیص آن‌ها برای مصرف‌کنندگان دشوار باشد.

social media platforms risk oversaturating users with advertisements, leading to ad fatigue and decreased engagement.

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی این خطر را دارند که کاربران را با تبلیغات اشباع کنند، که منجر به خستگی تبلیغاتی و کاهش تعامل می‌شود.

the director was accused of oversaturating the film with gratuitous visual effects that distracted from the story.

کارگردان متهم شد که فیلم را با جلوه‌های بصری غیرضروری اشباع کرده است که باعث حواس‌پرتی از داستان می‌شود.

fast food chains are oversaturating neighborhoods with outlets, creating oversupply and driving some stores out of business.

زنجیره‌های غذای سریع در حال اشباع محله‌ها با شعبه‌ها هستند و باعث ایجاد عرضه بیش از حد و ورشکستگی برخی از فروشگاه‌ها می‌شوند.

the artist tends to oversaturate his paintings with bright colors, creating an overwhelming visual experience.

هنرمند معمولاً تمایل دارد نقاشی‌های خود را با رنگ‌های روشن اشباع کند و یک تجربه بصری طاقت‌فرسا ایجاد کند.

streaming services are oversaturating the market with original content, making it challenging for viewers to choose what to watch.

سرویس‌های پخش محتوا در حال اشباع بازار با محتوای اصلی هستند و انتخاب آنچه که بینندگان می‌خواهند تماشا کنند را دشوار می‌کند.

marketing experts warn that oversaturating email inboxes can result in lower open rates and higher unsubscribe rates.

متخصصان بازاریابی هشدار می‌دهند که اشباع صندوق‌های ورودی ایمیل می‌تواند منجر به کاهش نرخ باز شدن و افزایش نرخ لغو اشتراک شود.

the photographer avoided oversaturating the images with filters, preferring a more natural and authentic look.

عکاس از اشباع تصاویر با فیلترها اجتناب کرد و ترجیح داد ظاهری طبیعی و اصیل داشته باشد.

retailers are oversaturating shopping malls with the same brands, reducing diversity and consumer choice.

خرده‌فروشان در حال اشباع مراکز خرید با همان برندها هستند و تنوع و انتخاب مصرف‌کننده را کاهش می‌دهند.

the news cycle risks oversaturating audiences with repetitive coverage of the same political scandal.

چرخه خبری این خطر را دارد که مخاطبان را با پوشش تکراری از یک رسوه‌ سیاسی اشباع کند.

network administrators must prevent oversaturating servers with traffic to maintain smooth performance.

مدیران شبکه باید از اشباع سرورها با ترافیک برای حفظ عملکرد روان جلوگیری کنند.

some filmmakers oversaturate their scenes with neon lighting, creating a distinctive but intense visual style.

برخی از فیلمسازان صحنه‌های خود را با نور نئون اشباع می‌کنند و یک سبک بصری متمایز اما شدید ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید