overseers

[ایالات متحده]/ˈəʊvəˌsɪəz/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌsɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که کارگران را نظارت یا مدیریت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

project overseers

ناظران پروژه

field overseers

ناظران میدانی

safety overseers

ناظران ایمنی

quality overseers

ناظران کیفیت

financial overseers

ناظران مالی

training overseers

ناظران آموزش

program overseers

ناظران برنامه

operations overseers

ناظران عملیات

technical overseers

ناظران فنی

جملات نمونه

the overseers monitored the workers closely.

ناظران به دقت بر کارگران نظارت داشتند.

overseers are responsible for ensuring safety on the site.

ناظران مسئول اطمینان از ایمنی در محل کار هستند.

the overseers held regular meetings to discuss progress.

ناظران به طور منظم جلسات برگزار می کردند تا در مورد پیشرفت صحبت کنند.

good overseers can improve team morale significantly.

ناظران خوب می توانند به طور قابل توجهی روحیه تیم را بهبود بخشند.

overseers need to communicate effectively with their teams.

ناظران باید به طور موثر با تیم های خود ارتباط برقرار کنند.

the overseers reviewed the project plans thoroughly.

ناظران طرح های پروژه را به طور کامل بررسی کردند.

overseers often provide feedback to enhance performance.

ناظران اغلب بازخورد ارائه می دهند تا عملکرد را بهبود بخشند.

the overseers ensured that all regulations were followed.

ناظران اطمینان حاصل کردند که همه مقررات رعایت می شوند.

overseers play a crucial role in project management.

ناظران نقش مهمی در مدیریت پروژه ایفا می کنند.

effective overseers can lead to successful outcomes.

ناظران موثر می توانند منجر به نتایج موفقیت آمیز شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید