ovulatory

[ایالات متحده]/ˈɒvjʊlətəri/
[بریتانیا]/ˈɑːvjʊleɪtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصه تخمک‌گذاری

عبارات و ترکیب‌ها

ovulatory phase

فاز تخمک‌گذاری

ovulatory cycle

چرخه تخمک‌گذاری

ovulatory symptoms

علائم تخمک‌گذاری

ovulatory discharge

خونریزی تخمک‌گذاری

ovulatory predictor

پیش‌بینی‌کننده تخمک‌گذاری

ovulatory window

پنجره تخمک‌گذاری

ovulatory test

تست تخمک‌گذاری

ovulatory bleeding

خونریزی تخمک‌گذاری

ovulatory pain

درد تخمک‌گذاری

ovulatory hormones

هورمون‌های تخمک‌گذاری

جملات نمونه

she tracked her ovulatory cycle using an app.

او چرخه تخمک‌گذاری خود را با استفاده از یک برنامه ردیابی می‌کرد.

understanding ovulatory signs can help with conception.

درک نشانه‌های تخمک‌گذاری می‌تواند به بارداری کمک کند.

ovulatory pain can occur for some women.

درد تخمک‌گذاری ممکن است در برخی از زنان رخ دهد.

doctors recommend monitoring ovulatory patterns for fertility.

پزشکان توصیه می‌کنند الگوهای تخمک‌گذاری را برای باروری بررسی کنید.

she experienced a surge in hormones during her ovulatory phase.

او در طول دوره تخمک‌گذاری خود افزایش هورمون‌ها را تجربه کرد.

ovulatory disorders can affect menstrual health.

اختلالات تخمک‌گذاری می‌توانند بر سلامت قاعدگی تأثیر بگذارند.

many women use ovulatory tests to determine their fertile days.

بسیاری از زنان از آزمایش‌های تخمک‌گذاری برای تعیین روزهای باروری خود استفاده می‌کنند.

she felt more energetic during her ovulatory days.

او در طول روزهای تخمک‌گذاری خود احساس انرژی بیشتری کرد.

ovulatory cycles can vary from month to month.

چرخه‌های تخمک‌گذاری می‌توانند از ماه به ماه متفاوت باشند.

tracking ovulatory symptoms can aid in family planning.

ردیابی علائم تخمک‌گذاری می‌تواند به برنامه‌ریزی خانواده کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید