ovum

[ایالات متحده]/'əʊvəm/
[بریتانیا]/'ovəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلول تخم، تخمک
Word Forms
جمعova

عبارات و ترکیب‌ها

fertilized ovum

تخم لقاح شده

جملات نمونه

The ovum is fertilized by sperm to form an embryo.

تخم لقاح توسط اسپرم برای تشکیل جنین لقاح داده می‌شود.

The ovum travels down the fallopian tube to the uterus.

تخم از طریق لوله فالوپ به رحم منتقل می‌شود.

Each month, a woman's ovary releases an ovum during ovulation.

در هر ماه، تخم توسط تخمدان در طول تخمک‌گذاری آزاد می‌شود.

The size of an ovum is typically much smaller than a sperm cell.

اندازه تخم معمولاً بسیار کوچکتر از یک سلول اسپرم است.

The ovum contains genetic material from the mother.

تخم حاوی مواد ژنتیکی از مادر است.

After fertilization, the ovum divides to form a zygote.

پس از لقاح، تخم تقسیم می‌شود تا یک زیگوت تشکیل دهد.

The ovum needs to be surrounded by protective layers for development.

تخم برای رشد و نمو باید توسط لایه‌های محافظتی احاطه شود.

The ovum is released from the ovary into the fallopian tube.

تخم از تخمدان به لوله فالوپ آزاد می‌شود.

The ovum must be mature before it can be fertilized.

تخم باید قبل از لقاح بالغ باشد.

The process of fertilization involves the fusion of a sperm and an ovum.

فرآیند لقاح شامل همجوشی اسپرم و تخم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید