| صفت یا فعل حال استمراری | paddling |
go paddling
قایقسواری
paddling experience
تجربه قایقسواری
paddling competition
مسابقه قایقسواری
paddling pool
استخر قایقسواری
she was paddling with a new fury.
او با خشم جدید پارو میزد.
paddling upstream; upstream traffic.
پارو زدن در برابر جریان آب؛ ترافیک در مسیر بالادست.
They liked to watch the children paddling in the stream.
آنها از تماشای بچههایی که در جریان آب پارو میزدند لذت میبردند.
Gait Faults: There will be no rolling, paddling, or weaving, when gaited.
نقص راه رفتن: هنگام راه رفتن، غلتیدن، پارو زدن یا بافتن وجود نخواهد داشت.
She enjoys paddling in the calm lake.
او از پارو زدن در دریاچه آرام لذت میبرد.
Paddling is a great way to relax and enjoy nature.
پارو زدن راهی عالی برای آرامش و لذت بردن از طبیعت است.
They went paddling down the river together.
آنها با هم پایین رودخانه پارو زدند.
Paddling can be a fun and challenging workout.
پارو زدن میتواند یک تمرین سرگرم کننده و چالش برانگیز باشد.
The family spent the afternoon paddling around the lake.
خانواده بعد از ظهر را در اطراف دریاچه پارو زدند.
Paddling through the mangrove forest was a unique experience.
پارو زدن در جنگل حرا تجربهای منحصر به فرد بود.
She felt the rhythm of paddling as they moved through the water.
او ریتم پارو زدن را احساس کرد زیرا آنها از میان آب حرکت میکردند.
Paddling requires coordination and strength.
پارو زدن نیاز به هماهنگی و قدرت دارد.
He rented a canoe for paddling on the river.
او برای پارو زدن در رودخانه یک قایق کایاک اجاره کرد.
Paddling against the current was challenging but rewarding.
پارو زدن در برابر جریان آب چالش برانگیز اما پاداش دهنده بود.
go paddling
قایقسواری
paddling experience
تجربه قایقسواری
paddling competition
مسابقه قایقسواری
paddling pool
استخر قایقسواری
she was paddling with a new fury.
او با خشم جدید پارو میزد.
paddling upstream; upstream traffic.
پارو زدن در برابر جریان آب؛ ترافیک در مسیر بالادست.
They liked to watch the children paddling in the stream.
آنها از تماشای بچههایی که در جریان آب پارو میزدند لذت میبردند.
Gait Faults: There will be no rolling, paddling, or weaving, when gaited.
نقص راه رفتن: هنگام راه رفتن، غلتیدن، پارو زدن یا بافتن وجود نخواهد داشت.
She enjoys paddling in the calm lake.
او از پارو زدن در دریاچه آرام لذت میبرد.
Paddling is a great way to relax and enjoy nature.
پارو زدن راهی عالی برای آرامش و لذت بردن از طبیعت است.
They went paddling down the river together.
آنها با هم پایین رودخانه پارو زدند.
Paddling can be a fun and challenging workout.
پارو زدن میتواند یک تمرین سرگرم کننده و چالش برانگیز باشد.
The family spent the afternoon paddling around the lake.
خانواده بعد از ظهر را در اطراف دریاچه پارو زدند.
Paddling through the mangrove forest was a unique experience.
پارو زدن در جنگل حرا تجربهای منحصر به فرد بود.
She felt the rhythm of paddling as they moved through the water.
او ریتم پارو زدن را احساس کرد زیرا آنها از میان آب حرکت میکردند.
Paddling requires coordination and strength.
پارو زدن نیاز به هماهنگی و قدرت دارد.
He rented a canoe for paddling on the river.
او برای پارو زدن در رودخانه یک قایق کایاک اجاره کرد.
Paddling against the current was challenging but rewarding.
پارو زدن در برابر جریان آب چالش برانگیز اما پاداش دهنده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید