palliating

[ایالات متحده]/ˈpæl.i.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpæl.i.eɪ.tɪŋ/

ترجمه

v. شدت (درد، بیماری و غیره) را کمتر کردن؛ تسکین دادن یا آسان کردن؛ دفاع کردن یا توجیه کردن؛ پنهان کردن یا مخفی کردن (گناه و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

palliating symptoms

کاهش علائم

palliating pain

کاهش درد

palliating care

مراقبت‌های کاهنده

palliating treatment

درمان کاهنده

palliating factors

عوامل کاهنده

palliating measures

اقدامات کاهنده

palliating approach

رویکرد کاهنده

palliating interventions

مداخله‌های کاهنده

palliating support

حمایت کاهنده

palliating strategies

استراتژی‌های کاهنده

جملات نمونه

the doctor is palliating the patient's pain.

پزشک درد بیمار را تسکین می‌دهد.

palliating symptoms can improve the quality of life.

کاهش علائم می‌تواند کیفیت زندگی را بهبود بخشد.

they focused on palliating the effects of the disease.

آنها بر کاهش اثرات بیماری تمرکز کردند.

palliating treatment options are available for terminal patients.

گزینه‌های درمانی تسکینی برای بیماران سرطانی در دسترس است.

he is palliating his guilt with excuses.

او با بهانه‌گیری، احساس گناه خود را تسکین می‌دهد.

palliating the crisis requires immediate action.

کاهش بحران نیاز به اقدام فوری دارد.

the focus is on palliating rather than curing.

تمرکز بر تسکین به جای درمان است.

she is palliating her anxiety with meditation.

او اضطراب خود را با مدیتیشن تسکین می‌دهد.

palliating the situation will help everyone involved.

کاهش این وضعیت به نفع همه افراد درگیر خواهد بود.

the government is palliating the economic downturn.

دولت در حال کاهش رکود اقتصادی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید