palpable

[ایالات متحده]/ˈpælpəbl/
[بریتانیا]/ˈpælpəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل لمس یا احساس؛ به راحتی درک یا فهمیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

palpable evidence

گواهی قابل لمس

palpable tension

احساس فشار قابل لمس

palpable fear

ترس قابل لمس

palpable excitement

هیجان قابل لمس

جملات نمونه

There is a palpable difference in their ages.

تفاوت قابل توجهی در سن آنها وجود دارد.

a palpable sense of loss.

حس فقدان قابل لمس.

the palpable bump at the bridge of the nose.

برآمدگی قابل لمس در پلک بینی.

a sense of hope is coupled with a palpable sense of loss.

حس امید با یک حس از دست دادن ملموس همراه است.

to talk of dawn raids in the circumstances is palpable nonsense.

صحبت از حملات صبح زود در این شرایط، پوچ و بی معنی است.

Their unsaid objections were almost palpable to the rest of the group.

مخالفت‌های بیان نشده آنها تقریباً برای بقیه گروه قابل لمس بود.

Neither cerical, axillar, nor inguinal lymph nodes were palpable and the patient had no ascites.

گره‌های لنفاوی سرویکال، آکسیلا و اینگوینال قابل لمس نبودند و بیمار آسیت نداشت.

Linear focal elastosis (LFE) is a disorder of elastic fibers characterized by palpable, yellowish, linear striae distributed horizontally over the mid and lower back.

الاستوز خطی کانونی (LFE) یک اختلال در الیاف کشسان است که با خطوط زرد و خطی قابل لمس که به صورت افقی روی قسمت میانی و پایین کمر توزیع شده اند مشخص می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید