palpably clear
واضح به وضوح
palpably evident
واضح به وضوح
palpably false
واضحا نادرست
palpably present
به وضوح حاضر
palpably obvious
واضح به وضوح
palpably incorrect
واضحا نادرست
What you say is palpably false.
آنچه میگویید به وضوح نادرست است.
Furthermore, there is a marked absence of peer pressure here, which would make itself palpably felt when such anti-social conduct occurs.
علاوه بر این، در اینجا فقدان قابل توجه فشار همسالان وجود دارد که در صورت بروز چنین رفتارهای ضداجتماعی به طور ملموس احساس می شود.
The tension in the room was palpably thick.
احساس تنش در اتاق به وضوح زیاد بود.
Her disappointment was palpably evident in her expression.
ناامیدی او به وضوح در چهرهاش مشهود بود.
The excitement in the air was palpably contagious.
هیجان در هوا به وضوح مسری بود.
The tension between them was palpably uncomfortable.
احساس تنش بین آنها به وضوح ناخوشایند بود.
The relief on his face was palpably visible.
احساس رهایی روی صورت او به وضوح قابل مشاهده بود.
The fear in her eyes was palpably real.
ترس در چشمان او به وضوح واقعی بود.
The joy in the room was palpably infectious.
شادی در اتاق به وضوح مسری بود.
His anger was palpably intense.
خشم او به وضوح شدید بود.
The tension between the two teams was palpably palpable.
احساس تنش بین دو تیم به وضوح قابل لمس بود.
The disappointment in her voice was palpably heartbreaking.
ناامیدی در صدای او به وضوح دلشکستهکننده بود.
palpably clear
واضح به وضوح
palpably evident
واضح به وضوح
palpably false
واضحا نادرست
palpably present
به وضوح حاضر
palpably obvious
واضح به وضوح
palpably incorrect
واضحا نادرست
What you say is palpably false.
آنچه میگویید به وضوح نادرست است.
Furthermore, there is a marked absence of peer pressure here, which would make itself palpably felt when such anti-social conduct occurs.
علاوه بر این، در اینجا فقدان قابل توجه فشار همسالان وجود دارد که در صورت بروز چنین رفتارهای ضداجتماعی به طور ملموس احساس می شود.
The tension in the room was palpably thick.
احساس تنش در اتاق به وضوح زیاد بود.
Her disappointment was palpably evident in her expression.
ناامیدی او به وضوح در چهرهاش مشهود بود.
The excitement in the air was palpably contagious.
هیجان در هوا به وضوح مسری بود.
The tension between them was palpably uncomfortable.
احساس تنش بین آنها به وضوح ناخوشایند بود.
The relief on his face was palpably visible.
احساس رهایی روی صورت او به وضوح قابل مشاهده بود.
The fear in her eyes was palpably real.
ترس در چشمان او به وضوح واقعی بود.
The joy in the room was palpably infectious.
شادی در اتاق به وضوح مسری بود.
His anger was palpably intense.
خشم او به وضوح شدید بود.
The tension between the two teams was palpably palpable.
احساس تنش بین دو تیم به وضوح قابل لمس بود.
The disappointment in her voice was palpably heartbreaking.
ناامیدی در صدای او به وضوح دلشکستهکننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید