paltriness

[ایالات متحده]/ˈpɔːltrɪnəs/
[بریتانیا]/ˈpɔltrɪnəs/

ترجمه

n. بی‌اهمیتی یا بی‌ارزشی؛ نبود ارزش یا اهمیت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

paltriness of life

ناداری زندگی

paltriness of wealth

ناداری ثروت

paltriness in achievements

ناداری در دستاوردها

paltriness of effort

ناداری تلاش

paltriness of time

ناداری زمان

paltriness in quality

ناداری در کیفیت

paltriness of ideas

ناداری ایده ها

paltriness of resources

ناداری منابع

paltriness of support

ناداری حمایت

paltriness in value

ناداری ارزش

جملات نمونه

his paltriness was evident in his lack of ambition.

نادیدنی بودن او در فقدان جاه‌طلبی آشکار بود.

we were shocked by the paltriness of the donation.

ما از ناچیز بودن کمک شوکه شدیم.

the paltriness of their excuses was hard to believe.

ناچیز بودن بهانه‌هایشان باور کردن را سخت می‌کرد.

she couldn't hide her disappointment at the paltriness of the gift.

او نمی‌توانست ناامیدی خود را از ناچیز بودن هدیه پنهان کند.

despite his wealth, his lifestyle reflected a certain paltriness.

با وجود ثروت، سبک زندگی او نشان‌دهنده نوعی ناچیز بود.

the paltriness of the budget limited our options significantly.

ناچیز بودن بودجه، گزینه‌های ما را به طور قابل توجهی محدود کرد.

her paltriness in social gatherings made her unpopular.

ناچیز بودن او در جمع‌های اجتماعی باعث محبوب نبودنش شد.

they criticized the paltriness of the company's response to the crisis.

آنها به نحوه پاسخگویی شرکت به بحران به دلیل ناچیز بودن آن انتقاد کردند.

the paltriness of the meal left everyone unsatisfied.

ناچیز بودن غذا باعث شد همه ناراضی باشند.

his paltriness in handling the project led to its failure.

ناچیز بودن او در مدیریت پروژه منجر به شکست آن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید