cheapness

[ایالات متحده]/'tʃi:pnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارزان بودن
Word Forms

جملات نمونه

The cheapness of the fabric was evident in its rough texture.

ارزان بودن پارچه در بافت خشن آن آشکار بود.

She was disappointed by the cheapness of the souvenir she bought.

او از ارزان بودن سوغاتی که خریده بود ناامید شد.

The cheapness of the hotel reflected in its outdated decor.

ارزان بودن هتل در دکوراسیون قدیمی آن مشهود بود.

He couldn't ignore the cheapness of the knockoff designer bag.

او نمی‌توانست از ارزان بودن کیف طرح‌دار تقلبی چشم‌پوشی کند.

The cheapness of the product made it a popular choice among budget-conscious shoppers.

ارزان بودن محصول آن را در میان خریدارانی که به بودجه اهمیت می‌دهند، به یک انتخاب محبوب تبدیل کرد.

She was embarrassed by the cheapness of the gift he gave her.

او از ارزان بودن هدیه‌ای که به او داده بود شرمنده شد.

The cheapness of the meal was reflected in its small portion size.

ارزان بودن غذا در اندازه کوچک سهم آن منعکس شد.

The cheapness of the paint was evident in its lack of durability.

ارزان بودن رنگ در عدم دوام آن آشکار بود.

He was impressed by the cheapness of the flight tickets he found online.

او تحت تأثیر ارزان بودن بلیط‌های پروازی که به صورت آنلاین پیدا کرد قرار گرفت.

The cheapness of the construction materials resulted in a poorly built house.

ارزان بودن مصالح ساختمانی منجر به ساخت یک خانه نامناسب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید