pannier

[ایالات متحده]/'pænɪə/
[بریتانیا]/'pænɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سبد
Word Forms
جمعpanniers

عبارات و ترکیب‌ها

bicycle pannier

کیف دوچرخه

rear pannier

کیف عقب

waterproof pannier

کیف ضد آب

جملات نمونه

The cyclist attached a pannier to the back of his bike.

دوچرخه‌سوار یک پانیه‌ را به عقب دوچرخه‌اش وصل کرد.

She packed her camping gear into the pannier.

او وسایل کمپینگ خود را در پانیه‌ بسته‌بندی کرد.

The hiker carried his supplies in a pannier.

گردشگر لوازم خود را در یک پانیه‌ حمل می‌کرد.

The farmer loaded the harvested vegetables into the pannier.

کشاورز سبزیجات برداشت شده را در پانیه‌ بارگذاری کرد.

The horse had a pannier on each side for carrying goods.

اسب در هر دو طرف یک پانیه‌ برای حمل کالا داشت.

The explorer used a pannier to transport essential items during the expedition.

کاوشگر از یک پانیه‌ برای حمل اقلام ضروری در طول экспедиция استفاده کرد.

The delivery person attached a pannier to the bicycle to carry packages.

تحویل دهنده یک پانیه‌ را به دوچرخه وصل کرد تا بسته‌ها را حمل کند.

The pannier was filled with fresh fruits and vegetables from the market.

پانیه‌ پر از میوه‌ها و سبزیجات تازه از بازار بود.

She fastened the pannier securely to the rack of her bike.

او پانیه‌ را به طور ایمن به قفسه دوچرخه‌اش محکم کرد.

The pannier was designed to be waterproof to protect the contents from rain.

پانیه‌ به گونه‌ای طراحی شده بود که ضد آب باشد تا از بارش باران محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید