parabola

[ایالات متحده]/pə'ræb(ə)lə/
[بریتانیا]/pə'ræbələ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. [ریاضیات] منحنی که شکل U دارد و یا به سمت بالا یا پایین باز می‌شود.
Word Forms
جمعparabolas

جملات نمونه

Results The difference values calculated were various with the arch form, the sequence was oval, round, parabola, catenuliform, and hyperbola from big difference to smell.

نتایج مقادیر اختلاف محاسبه شده با فرم قوس مختلف بود، ترتیب شامل بیضی، گرد، سهمی، کاتنولی فرم و هایپربولا از اختلاف زیاد تا بو بود.

The path of a thrown ball can be described by a parabola.

مسیر پرتاب یک توپ می‌تواند با یک سهمی توصیف شود.

In mathematics, a parabola is a type of conic section.

در ریاضیات، سهمی نوعی از مقطع مخروطی است.

The trajectory of a projectile is often modeled as a parabola.

مسیر پرتاب یک پرتابه اغلب به عنوان یک سهمی مدل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید