parametrize

[ایالات متحده]/pəˈræmətraɪz/
[بریتانیا]/pəˈræmətraɪz/

ترجمه

vt. تعیین کردن پارامترهای \n بیان کردن به صورت پارامترها

عبارات و ترکیب‌ها

parametrize input

تنظیم پارامتر ورودی

parametrize model

تنظیم مدل

parametrize function

تنظیم تابع

parametrize data

تنظیم داده

parametrize options

تنظیم گزینه ها

parametrize behavior

تنظیم رفتار

parametrize settings

تنظیمات

parametrize variables

تنظیم متغیرها

parametrize parameters

تنظیم پارامترها

parametrize output

تنظیم خروجی

جملات نمونه

we need to parametrize the model to improve its accuracy.

ما نیاز داریم مدل را پارامتریزه کنیم تا دقت آن را بهبود بخشیم.

it's essential to parametrize the input variables for better flexibility.

پارامتریزه کردن متغیرهای ورودی برای انعطاف‌پذیری بیشتر ضروری است.

can you parametrize the equation to simplify the calculations?

آیا می‌توانید معادله را پارامتریزه کنید تا محاسبات ساده‌تر شوند؟

we should parametrize the system to accommodate different scenarios.

ما باید سیستم را پارامتریزه کنیم تا سناریوهای مختلف را در نظر بگیریم.

to analyze the data effectively, we need to parametrize the variables.

برای تجزیه و تحلیل موثر داده‌ها، ما نیاز داریم متغیرها را پارامتریزه کنیم.

when designing the algorithm, it is crucial to parametrize the inputs.

هنگام طراحی الگوریتم، پارامتریزه کردن ورودی‌ها بسیار مهم است.

to enhance performance, we should parametrize the core functions.

برای افزایش عملکرد، باید توابع اصلی را پارامتریزه کنیم.

they decided to parametrize the settings for user customization.

آنها تصمیم گرفتند تنظیمات را برای سفارشی‌سازی کاربر پارامتریزه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید