configure

[ایالات متحده]/kən'fɪgə/
[بریتانیا]/kən'fɪɡjɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور خاص ترتیب دادن یا تنظیم کردن؛ شکل یا فرم خاصی دادن.
Word Forms
قسمت سوم فعلconfigured
صفت یا فعل حال استمراریconfiguring
شکل سوم شخص مفردconfigures
زمان گذشتهconfigured

عبارات و ترکیب‌ها

configure the settings

تنظیمات را پیکربندی کنید

configure the software

نرم افزار را پیکربندی کنید

configure the device

دستگاه را پیکربندی کنید

جملات نمونه

The technician will configure the new computer system.

تکنسین سیستم کامپیوتر جدید را پیکربندی خواهد کرد.

You need to configure your email settings.

شما باید تنظیمات ایمیل خود را پیکربندی کنید.

It's important to configure the software properly.

پیکربندی صحیح نرم افزار مهم است.

The engineer will configure the network for optimal performance.

مهندس شبکه را برای عملکرد بهینه پیکربندی خواهد کرد.

The team will configure the server for the website.

تیم سرور را برای وب سایت پیکربندی خواهد کرد.

You can configure the settings to suit your needs.

شما می توانید تنظیمات را متناسب با نیازهای خود پیکربندی کنید.

The IT department will configure the security protocols.

بخش فناوری اطلاعات پروتکل های امنیتی را پیکربندی خواهد کرد.

He will configure the audio equipment for the event.

او تجهیزات صوتی را برای رویداد پیکربندی خواهد کرد.

She knows how to configure the software for different users.

او می داند چگونه نرم افزار را برای کاربران مختلف پیکربندی کند.

The company hired a consultant to help configure their new database.

شرکت یک مشاور استخدام کرد تا به پیکربندی پایگاه داده جدید آنها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید