parliamentarian

[ایالات متحده]/ˌpɑːləm(ə)n'teərɪən/
[بریتانیا]/'pɑrləmən'tɛrɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارشناس در رویه‌های پارلمانی، عضو پارلمان
adj. مربوط به پارلمان.
Word Forms

جملات نمونه

The parliamentarian proposed a new bill.

نماینده مجلس یک لایحه جدید پیشنهاد داد.

The parliamentarian debated fiercely in the assembly.

نماینده مجلس به شدت در مجلس شورایی بحث کرد.

She was a seasoned parliamentarian with years of experience.

او یک نماینده مجلس با تجربه با سال‌ها تجربه بود.

The parliamentarian was known for her eloquent speeches.

نماینده مجلس به خاطر سخنرانی‌های شیوايش شناخته شده بود.

The young parliamentarian was eager to make a difference.

نماینده مجلس جوان مشتاق به ایجاد تغییر بود.

The parliamentarian had to navigate complex political alliances.

نماینده مجلس باید ائتلاف‌های سیاسی پیچیده را مدیریت می‌کرد.

The parliamentarian worked tirelessly for her constituents.

نماینده مجلس بی‌وقفه برای رای‌دهندگان خود کار می‌کرد.

The parliamentarian's integrity was unquestionable.

یکپارچگی نماینده مجلس غیرقابل سوال بود.

The parliamentarian was re-elected for another term.

نماینده مجلس برای دوره دیگری انتخاب شد.

The parliamentarian chaired the committee meeting.

نماینده مجلس ریاست جلسه کمیته را بر عهده داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید