partible

[ایالات متحده]/ˈpɑːtɪbəl/
[بریتانیا]/ˈpɑːrtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تقسیم

عبارات و ترکیب‌ها

partible set

مجموعه‌ی قابل تقسیم

partible group

گروه قابل تقسیم

partible function

تابع قابل تقسیم

partible element

عنصر قابل تقسیم

partible structure

ساختار قابل تقسیم

partible domain

حوزه‌ی قابل تقسیم

partible model

مدل قابل تقسیم

partible system

سیستم قابل تقسیم

partible object

شیء قابل تقسیم

partible variable

متغیر قابل تقسیم

جملات نمونه

the concept of partible inheritance is common in some cultures.

مفهوم ارث انشعابی در برخی از فرهنگ‌ها رایج است.

partible assets can complicate estate planning.

دارایی‌های قابل تقسیم می‌توانند برنامه‌ریزی املاک را پیچیده کنند.

in legal terms, partible property refers to assets that can be divided.

از نظر قانونی، دارایی قابل تقسیم به دارایی‌هایی اطلاق می‌شود که می‌توان آنها را تقسیم کرد.

understanding partible rights is crucial for joint ownership.

درک حقوق ارث انشعابی برای مالکیت مشترک بسیار مهم است.

the partible nature of the agreement allows for flexibility.

ماهیت قابل تقسیم توافقنامه اجازه می‌دهد تا انعطاف‌پذیری وجود داشته باشد.

partible decisions can lead to collaborative outcomes.

تصمیمات قابل تقسیم می‌تواند منجر به نتایج مشارکتی شود.

he explained the partible aspects of the contract during the meeting.

او در طول جلسه، جنبه‌های قابل تقسیم قرارداد را توضیح داد.

partible shares in the business will be distributed among partners.

سهام قابل تقسیم در کسب و کار بین شرکا توزیع خواهد شد.

the partible nature of the project allows for shared responsibilities.

ماهیت قابل تقسیم پروژه اجازه می‌دهد تا مسئولیت‌ها به اشتراک گذاشته شوند.

they discussed how partible benefits could be allocated fairly.

آنها در مورد نحوه تخصیص منصفانه مزایای قابل تقسیم بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید