partnering

[ایالات متحده]/ˈpɑːtnərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑrtənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رابطه یا شراکت

عبارات و ترکیب‌ها

partnering together

همکاری با هم

partnering effectively

همکاری موثر

partnering strategically

همکاری استراتژیک

partnering globally

همکاری جهانی

partnering locally

همکاری محلی

partnering for success

همکاری برای موفقیت

partnering with clients

همکاری با مشتریان

partnering with others

همکاری با دیگران

partnering in business

همکاری در کسب و کار

partnering on projects

همکاری در پروژه ها

جملات نمونه

partnering with local businesses can boost your brand visibility.

همکاری با کسب و کارهای محلی می تواند باعث افزایش دید برند شما شود.

they are partnering on a new project to improve community services.

آنها در حال همکاری در یک پروژه جدید برای بهبود خدمات اجتماعی هستند.

we are partnering with schools to enhance educational programs.

ما با مدارس برای ارتقای برنامه های آموزشی همکاری می کنیم.

partnering with experts can lead to better decision-making.

همکاری با متخصصان می تواند منجر به تصمیم گیری بهتر شود.

she is partnering with a nonprofit organization for the event.

او برای این رویداد با یک سازمان غیرانتفاعی همکاری می کند.

they believe in partnering for mutual success.

آنها معتقدند که برای موفقیت متقابل باید همکاری کرد.

partnering with technology firms can enhance innovation.

همکاری با شرکت های فناوری می تواند باعث افزایش نوآوری شود.

he is partnering with his colleagues to develop a new strategy.

او با همکاران خود برای توسعه یک استراتژی جدید همکاری می کند.

our company is focusing on partnering with sustainable brands.

شرکت ما بر همکاری با برندهای پایدار تمرکز دارد.

they are partnering to create a more inclusive workplace.

آنها برای ایجاد یک محیط کار فراگیرتر همکاری می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید