cooperate

[ایالات متحده]/kəʊˈɒpəreɪt/
[بریتانیا]/koʊˈɑːpəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. همکاری کردن; به طور مشترک عمل کردن; به یکدیگر کمک کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcooperating
شکل سوم شخص مفردcooperates
قسمت سوم فعلcooperated
زمان گذشتهcooperated

عبارات و ترکیب‌ها

cooperate with

همکاری با

جملات نمونه

cooperate towards that end

برای رسیدن به آنجا با یکدیگر همکاری کنید

They cooperated in the movement.

آنها در جنبش با یکدیگر همکاری کردند.

Kate's perverse decision not to cooperate held good.

تصمیم عجیب کِیت مبنی بر عدم همکاری، درست بود.

cooperate with (sb.) in (sth.)

با (کسی) در (چیزی) همکاری کنید

Let's cooperate to get the work done quickly.

بیایید با هم همکاری کنیم تا کار را به سرعت انجام دهیم.

I hope you can cooperate on this matter.

امیدوارم بتوانید در این مورد همکاری کنید.

Can you cooperate with us?

آیا می توانید با ما همکاری کنید؟

staff need to cooperate with each other .

کارمندان باید با یکدیگر همکاری کنند.

they cooperated as potentially mutual beneficiaries of the settlement.

آنها به عنوان ذینفعان بالقوه متقابل از توافق‌نامه همکاری کردند.

his wife cooperated with a quickie divorce.

همسرش با یک طلاق سریع همکاری کرد.

Welcomer your excellency refer, cooperate!

به استقبال شما عالیخوه، ارجاع دهید، همکاری کنید!

Cooperate with mining engineer very osculation.

با مهندس معدن بسیار بوسه همکاری کنید.

If we all cooperate, we'll soon finish.

اگر همه با هم همکاری کنیم، به زودی تمام می کنیم.

We hope we can cooperate even more closely in the future.

امیدواریم بتوانیم در آینده حتی بیشتر با هم همکاری کنیم.

All people cooperated in the development of our country.

همه مردم در توسعه کشور ما همکاری کردند.

Everyone cooperated in decorating the classroom.

همه در تزئین کلاس درس همکاری کردند.

asked the child to cooperate and go to bed.

از کودک خواست که همکاری کند و برود بخوابد.

Workers’ leaders have expressed their willingness to cooperate.

رهبران کارگران آمادگی خود را برای همکاری ابراز کرده اند.

He stated further that he would not cooperate with the committee.

او بیشتر اظهار داشت که با کمیته همکاری نخواهد کرد.

نمونه‌های واقعی

And this really hindered their capacity to cooperate.

و این واقعاً توانایی آنها را برای همکاری محدود کرد.

منبع: Science in 60 Seconds February 2018 Collection

Ships and governments that do not cooperate may be barred from the waters.

کشتی‌ها و دولت‌هایی که همکاری نمی‌کنند ممکن است از تردد در آبها منع شوند.

منبع: VOA Special May 2014 Collection

This is space. It does not cooperate.

این فضا است. این همکاری نمی‌کند.

منبع: The Martian Original Soundtrack

Marge here says you ain't been cooperating.

مارج اینجا می‌گوید شما همکاری نکرده‌اید.

منبع: American Horror Story: Season 2

But facts on the ground did not cooperate.

اما واقعیت‌ها در صحنه همکاری نکردند.

منبع: NPR News October 2015 Collection

And people are not stupid; they don't cooperate.

و مردم احمق نیستند؛ آنها همکاری نمی‌کنند.

منبع: TED Talks (Audio Version) August 2015 Collection

The Gales are no longer cooperating with the NYPD.

خانواده گیل دیگر با پلیس نیویورک همکاری نمی‌کنند.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

His family say that they are cooperating fully with the investigation.

خانواده‌اش می‌گوید که آنها به طور کامل با تحقیقات همکاری می‌کنند.

منبع: BBC World Headlines

Thank you. We are looking forward to our next cooperation.

متشکرم. ما منتظر همکاری بعدی خود هستیم.

منبع: A Brief Guide to Foreign Trade Conversations

How do we know he's not secretly cooperating with them?

چگونه می‌دانیم که او به طور مخفیانه با آنها همکاری نمی‌کند؟

منبع: The Good Place Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید