patella

[ایالات متحده]/pəˈtɛlə/
[بریتانیا]/pəˈtɛlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک استخوان کوچک و صاف در مفصل زانو؛ کشکک زانو

عبارات و ترکیب‌ها

patella fracture

شکستگی کشکک

patella tendon

تاندون کشکک

patella alta

کشکک بالا

patella baja

کشکک پایین

patella dislocation

دررفتگی کشکک

patella tracking

ردیابی کشکک

patella pain

درد کشکک

patella surgery

جراحی کشکک

patella assessment

ارزیابی کشکک

patella stability

پایداری کشکک

جملات نمونه

the patella is a crucial part of the knee joint.

صفحه کشکک بخش مهمی از مفصل زانو است.

injuries to the patella can cause significant pain.

آسیب به صفحه کشکک می‌تواند باعث درد قابل توجهی شود.

doctors often examine the patella during knee assessments.

پزشکان اغلب صفحه کشکک را در طول ارزیابی زانو بررسی می‌کنند.

patella fractures require careful medical treatment.

شکستگی‌های صفحه کشکک نیاز به مراقبت‌های پزشکی دقیق دارند.

the patella helps in the movement of the leg.

صفحه کشکک به حرکت پا کمک می‌کند.

physical therapy can strengthen the muscles around the patella.

فیزیوتراپی می‌تواند عضلات اطراف صفحه کشکک را تقویت کند.

patellar tendinitis is common among athletes.

التهاب کشکک در میان ورزشکاران شایع است.

she felt a sharp pain in her patella while running.

او در حین دویدن، درد شدیدی در صفحه کشکک خود احساس کرد.

the patella can dislocate during intense physical activity.

صفحه کشکک می‌تواند در حین فعالیت بدنی شدید از محل خود خارج شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید