patriarchy

[ایالات متحده]/'peɪtrɪɑːkɪ/
[بریتانیا]/'petrɪɑrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیستم اجتماعی که در آن مردان قدرت اولیه را در دست دارند و در نقش‌های رهبری سیاسی، autority اخلاقی، امتیاز اجتماعی و کنترل دارایی پیشرو هستند.
Word Forms

جملات نمونه

characteristic of a patriarchy.

ویژگی یک نظام پدرسالاری

Even the conferment of dhyana which implies patriarchy originates from offering sacrifices to goddess.

حتی اعطای ذن که به معنای نظام پدرسالاری است، از تقدیم ایثار به الهه سرچشمه می‌گیرد.

Many traditional cultures are rooted in patriarchy.

بسیاری از فرهنگ‌های سنتی در ریشه در نظام پدرسالاری هستند.

Gender roles are often reinforced by patriarchy.

نقش‌های جنسیتی اغلب توسط نظام پدرسالاری تقویت می‌شوند.

Patriarchy can perpetuate harmful stereotypes about masculinity.

نظام پدرسالاری می‌تواند تداوم بخش کلیشه‌های مضر در مورد مردانگی باشد.

Feminist movements aim to dismantle patriarchy.

جنبش‌های فمینیستی هدفشان فروپاشی نظام پدرسالاری است.

Patriarchy can limit opportunities for women in leadership positions.

نظام پدرسالاری می‌تواند فرصت‌های زنان را در موقعیت‌های رهبری محدود کند.

Patriarchy is often associated with power dynamics favoring men.

نظام پدرسالاری اغلب با پویایی قدرت همراه است که مردان را ترجیح می‌دهد.

Challenging patriarchy requires a collective effort from society.

چالش با نظام پدرسالاری نیازمند تلاش جمعی از جامعه است.

Patriarchy can contribute to the perpetuation of gender inequality.

نظام پدرسالاری می‌تواند به تداوم نابرابری جنسیتی کمک کند.

نمونه‌های واقعی

She was giving a speech about dismantling the patriarchy.

او در حال ایراد سخنرانی درباره فروپاشی نظام پدرسالاری بود.

منبع: Deadly Women

Pyongyang's patriarchy persists, observers say, but things may be changing in Kim's Korea.

ناظران می گویند نظام پدرسالاری پیونگ یانگ همچنان ادامه دارد، اما ممکن است تغییراتی در کره کیم رخ دهد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

The orthodox patriarchy of Jerusalem condemned the blast.

نظام پدرسالاری متعصب اورشلیم انفجار را محکوم کرد.

منبع: BBC Listening of the Month

AT FIRST glance the patriarchy appears to be thriving.

در نگاه اول، به نظر می رسد نظام پدرسالاری در حال رونق است.

منبع: The Economist (Summary)

So, this is one kind of evidence of, or one outcome of patriarchy.

بنابراین، این یکی از انواع شواهد یا نتایج نظام پدرسالاری است.

منبع: Reel Knowledge Scroll

Left to their own devices, music as technology gives patriarchy and anti-Blackness a head start.

در صورت رها گذاشتن، موسیقی به عنوان فناوری، به نظام پدرسالاری و بیگانگی با سیاهی یک شروع خوب می دهد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Hatshepsut had perhaps tried to adapt to this belief in the link between order and patriarchy through her titles.

حتمل هتشپسوت سعی کرده بود با استفاده از عناوین خود به این باور در مورد ارتباط بین نظم و نظام پدرسالاری سازگار شود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Organizers also encouraged civilian women to participate in these councils to ensure the revolution overthrew both capitalism and patriarchy.

سازماندهندگان همچنین از زنان غیرنظامی خواستند تا در این شوراها شرکت کنند تا اطمینان حاصل شود که انقلاب هم سرمایه داری و هم نظام پدرسالاری را سرنگون کرده است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

And lastly, the simple fact that the patriarchy shows itself in the way men and women have sex together.

و در نهایت، این واقعیت ساده که نظام پدرسالاری خود را در نحوه معاشرت مردان و زنان نشان می دهد.

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2022 Collection

Male managers may find these books an uncomfortable read, peppered with talk of the patriarchy and gender privilege.

مدیران مرد ممکن است این کتاب ها را ناراحت کننده بیابند، پر از صحبت در مورد نظام پدرسالاری و امتیازات جنسیتی.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید