peaty

[ایالات متحده]/'piti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا حاوی پیت؛ دارای ویژگی‌های پیت

عبارات و ترکیب‌ها

peaty aroma

عطر خزه

جملات نمونه

Calcifuge Describing plants that grow on soils containing very little calcium carbonate, such as sandy or peaty soils and cannot grow on basic substrates such as most chalk and limestone soils.

گیاه‌دوست کلسیم‌گریز (Calcifuge): به گیاهانی گفته می‌شود که در خاک‌هایی با مقدار بسیار کم کربنات کلسیم، مانند خاک‌های شنی یا باتلاقی رشد می‌کنند و نمی‌توانند در بستر‌های اساسی مانند بیشتر خاک‌های شکرکی و آهکی رشد کنند.

The peaty aroma of the whisky filled the room.

بوی باتلاقی ویسکی اتاق را پر کرد.

She enjoyed the peaty flavor of the scotch.

او طعم باتلاقی اسکاچ را دوست داشت.

The peaty soil in the garden is perfect for growing certain plants.

خاک باتلاقی در باغ برای رشد برخی گیاهان مناسب است.

The peaty water in the bog is home to many unique species.

آب باتلاقی در مرداب زیستگاه بسیاری از گونه‌های منحصر به فرد است.

The peaty firewood burned slowly and emitted a pleasant smell.

هیزم باتلاقی به آرامی سوخت و بوی مطبوعی منتشر کرد.

The peaty taste of the smoked salmon was exquisite.

طعم باتلاقی سالمون دودی بسیار عالی بود.

The peaty undertones in the wine added depth to its flavor profile.

طعم‌های زیرین باتلاقی در شراب به عمق طعم آن افزود.

The peaty bog provided a habitat for various wildlife.

باتلاق باتلاقی زیستگاه حیات وحش مختلفی را فراهم کرد.

The peaty air in the countryside was fresh and invigorating.

هواى باتلاقی در روستا تازه و احیا کننده بود.

The peaty character of the soil influenced the crops grown in the region.

طبیعت خاک باتلاقی بر محصولاتی که در این منطقه رشد می کنند تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید