pedant

[ایالات متحده]/ˈpednt/
[بریتانیا]/ˈpednt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به شدت نگران جزئیات و قوانین جزئی یا نمایش دانش علمی است؛ کسی که دانش خود را به نمایش می‌گذارد.
Word Forms
جمعpedants

عبارات و ترکیب‌ها

pedant behavior

رفتار جانبازانه

pedant tendencies

تمایلات جانبازانه

جملات نمونه

2.a captious pedant; an excessively demanding and faultfinding tutor.

یک متکبر انتقادگر؛ یک معلم سخت‌گیر و انتقادگر بیش از حد.

He is known for being a pedant when it comes to grammar.

او به خاطر سخت‌گیر بودن در مورد دستور زبان شناخته شده است.

The pedant corrected every small mistake in the report.

این شخص سخت‌گیر تمام اشتباهات کوچک را در گزارش تصحیح کرد.

She can be a bit of a pedant when it comes to following rules.

او می‌تواند کمی سخت‌گیر باشد وقتی صحبت از رعایت قوانین می‌شود.

The professor's pedantic lectures put the students to sleep.

سخنرانی‌های سخت‌گیرانه استاد دانشجویان را به خواب می‌برد.

Don't be such a pedant about the details, just focus on the main idea.

در مورد جزئیات آنقدر سخت‌گیر نباشید، فقط روی ایده اصلی تمرکز کنید.

His pedantry often annoys his colleagues.

سخت‌گیری او اغلب همکارانش را آزار می‌دهد.

The pedant insisted on using a specific citation style for the research paper.

این شخص سخت‌گیر اصرار داشت که از یک سبک استناد خاص برای مقاله تحقیقاتی استفاده شود.

She is a pedant when it comes to organizing her bookshelf.

او سخت‌گیر است وقتی صحبت از سازماندهی قفسه کتابش می‌شود.

The pedant spent hours proofreading the document for any errors.

این شخص سخت‌گیر ساعت‌ها وقت صرف تصحیح سند برای یافتن هرگونه خطایی کرد.

His pedantic nature makes it difficult for him to compromise on certain issues.

طبع سخت‌گیرانه او باعث می‌شود که برای او مذاکره در مورد مسائل خاصی دشوار باشد.

نمونه‌های واقعی

Yes, and you thought I was a pedant!

بله، و شما فکر کردید من یک تعصب‌گرا هستم!

منبع: 6 Minute English

Don't let pedants make you scared to speak.

به خاطر تعصب‌گرایان از صحبت کردن نترسید.

منبع: Learn grammar with Lucy.

For years, linguists, grammar nerds, and pedants have battled over the Oxford comma.

سال‌هاست که زبان‌شناسان، افراد عجیب و غریب علاقه مند به دستور زبان و تعصب‌گرایان بر سر کامای آکسفورد بحث کرده‌اند.

منبع: Dad teaches you grammar.

A pedant will correct native speakers' mistakes too, and not in the classroom.

یک تعصب‌گرا اشتباهات گویشوران بومی را نیز تصحیح می‌کند، و نه در کلاس درس.

منبع: 6 Minute English

He revenged the pedant quickly with a peeler.

او به سرعت با یک پوست‌کنده کننده از تعصب‌گرا انتقام گرفت.

منبع: Pan Pan

But there I am perhaps somewhat of a pedant.

اما من شاید تا حدودی یک تعصب‌گرا هستم.

منبع: The South and the North (Part 1)

Pedant for pedant, the old is better than the new.

تعصب‌گرا برای تعصب‌گرا، قدیمی بهتر از جدید است.

منبع: Essays on the Four Seasons

So tell that to the next pedant who tries to correct you.

پس آن را به تعصب‌گرای بعدی که سعی می‌کند شما را تصحیح کند، بگویید.

منبع: BBC Ideas

The pedant's clothes were pegged by the pedicab.

لباس‌های تعصب‌گرا توسط ریکش تعصب‌گرا نصب شده بود.

منبع: Pan Pan

You are a bit of a pedant, Jason, a bit didactic?

شما کمی تعصب‌گرا هستید، جیسون، کمی آموزشی؟

منبع: Criminal Minds Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید