peering eyes
چشمهای کنجکاو
peering into
نگاه کردن به داخل
peering down
نگاه کردن به پایین
peering closely
با دقت نگاه کردن
peering through
نگاه کردن از میان
peering over
نگاه کردن از بالا
peering at
نگاه کردن به
peering around
نگاه کردن اطراف
peering forward
نگاه کردن به جلو
peering back
نگاه کردن به عقب
she was peering through the window to see what was happening inside.
او از پنجره به داخل نگاه میکرد تا ببیند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
the children were peering into the box, eager to see the surprise.
کودکان با اشتیاق به داخل جعبه نگاه میکردند تا جایزه را ببینند.
he spent hours peering at the stars with his telescope.
او ساعتها با تلسکوپ به ستارگان نگاه میکرد.
peering closely at the painting, she noticed the fine details.
با دقت به نقاشی نگاه کرد، جزئیات دقیق را متوجه شد.
the cat was peering around the corner, curious about the noise.
گربه با کنجکاوی از پشت گوش به اطراف نگاه میکرد.
peering into the depths of the ocean, they spotted a colorful fish.
با نگاه کردن به اعماق اقیانوس، یک ماهی رنگارنگ دیدند.
she was peering over the edge of the cliff, feeling both scared and excited.
او در حالی که هم میترسید و هم هیجانزده بود، از لبه صخره به پایین نگاه میکرد.
peering at the map, he tried to figure out the best route.
او در حالی که به نقشه نگاه میکرد، سعی کرد بهترین مسیر را پیدا کند.
the detective was peering into the shadows for any signs of movement.
مامور پلیس به دنبال هرگونه نشانهای از حرکت در سایهها نگاه میکرد.
peering through the fog, she could barely make out the outline of the ship.
با نگاه کردن از میان مه، او به سختی میتوانست خطوط کشتی را تشخیص دهد.
peering eyes
چشمهای کنجکاو
peering into
نگاه کردن به داخل
peering down
نگاه کردن به پایین
peering closely
با دقت نگاه کردن
peering through
نگاه کردن از میان
peering over
نگاه کردن از بالا
peering at
نگاه کردن به
peering around
نگاه کردن اطراف
peering forward
نگاه کردن به جلو
peering back
نگاه کردن به عقب
she was peering through the window to see what was happening inside.
او از پنجره به داخل نگاه میکرد تا ببیند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
the children were peering into the box, eager to see the surprise.
کودکان با اشتیاق به داخل جعبه نگاه میکردند تا جایزه را ببینند.
he spent hours peering at the stars with his telescope.
او ساعتها با تلسکوپ به ستارگان نگاه میکرد.
peering closely at the painting, she noticed the fine details.
با دقت به نقاشی نگاه کرد، جزئیات دقیق را متوجه شد.
the cat was peering around the corner, curious about the noise.
گربه با کنجکاوی از پشت گوش به اطراف نگاه میکرد.
peering into the depths of the ocean, they spotted a colorful fish.
با نگاه کردن به اعماق اقیانوس، یک ماهی رنگارنگ دیدند.
she was peering over the edge of the cliff, feeling both scared and excited.
او در حالی که هم میترسید و هم هیجانزده بود، از لبه صخره به پایین نگاه میکرد.
peering at the map, he tried to figure out the best route.
او در حالی که به نقشه نگاه میکرد، سعی کرد بهترین مسیر را پیدا کند.
the detective was peering into the shadows for any signs of movement.
مامور پلیس به دنبال هرگونه نشانهای از حرکت در سایهها نگاه میکرد.
peering through the fog, she could barely make out the outline of the ship.
با نگاه کردن از میان مه، او به سختی میتوانست خطوط کشتی را تشخیص دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید