penned

[ایالات متحده]/pɛnd/
[بریتانیا]/pɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محصور شده توسط یک حصار

عبارات و ترکیب‌ها

penned letter

نامه دست‌نویس

penned poem

شعر دست‌نویس

penned article

مقاله دست‌نویس

penned note

یادداشت دست‌نویس

penned thoughts

افکار دست‌نویس

penned story

داستان دست‌نویس

penned script

فیلم‌نامه دست‌نویس

penned words

کلمات دست‌نویس

penned message

پیام دست‌نویس

penned diary

دفتر خاطرات دست‌نویس

جملات نمونه

she penned a heartfelt letter to her friend.

او یک نامه صمیمانه به دوستش نوشت.

the author penned a new novel during the lockdown.

نویسنده در دوران قرنطینه یک رمان جدید نوشت.

he penned his thoughts in a journal every night.

او هر شب افکار خود را در یک دفتر خاطرات می‌نوشت.

many famous songs were penned by this talented musician.

بسیاری از آهنگ‌های معروف توسط این نوازنده با استعداد نوشته شده‌اند.

she has penned several articles for the local newspaper.

او چندین مقاله برای روزنامه محلی نوشته است.

he penned a poem that captured the essence of love.

او شعر شاعری نوشت که جوهر عشق را به تصویر می‌کشید.

the letter was penned in a beautiful script.

نامه با خطی زیبا نوشته شده بود.

she penned a short story for the competition.

او یک داستان کوتاه برای مسابقه نوشت.

the memoir was penned with great sincerity.

خاطرات با صمیمیت فراوان نوشته شده بود.

he penned a farewell note before leaving.

او قبل از رفتن یک یادداشت خداحافظی نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید