penthouse

[ایالات متحده]/'penthaʊs/
[بریتانیا]/'pɛnthaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آپارتمان طبقه بالا در یک ساختمان بلند؛ سایه بان.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

penthouse suite

سوییت پنتهاوس

جملات نمونه

the penthouse of the eye

برج دیده‌بان

make a penthouse of the eyebrows

ایجاد یک سقف مشکی در بالای ابرو

The penthouse offers stunning views of the city skyline.

پنتهاوس چشم‌اندازهای خیره‌کننده از خط افق شهر را ارائه می‌دهد.

She hosted a lavish party in her penthouse.

او یک مهمانی مجلل را در پنتهاوس خود برگزار کرد.

The penthouse comes with a private rooftop terrace.

پنتهاوس دارای یک تراس پشت بام خصوصی است.

The penthouse is equipped with state-of-the-art appliances.

پنتهاوس مجهز به لوازم خانگی پیشرفته است.

He purchased a luxurious penthouse in the heart of the city.

او یک پنتهاوس مجلل را در قلب شهر خریداری کرد.

The penthouse has floor-to-ceiling windows that let in plenty of natural light.

پنتهاوس دارای پنجره‌هایی از کف تا سقف است که نور طبیعی زیادی را وارد می‌کند.

They enjoyed a romantic dinner in the penthouse overlooking the city.

آنها از یک شام رمانتیک در پنتهاوس با چشم‌انداز شهر لذت بردند.

The penthouse features a spacious open-plan living area.

پنتهاوس دارای یک فضای نشیمن بزرگ و طرح باز است.

She hired an interior designer to decorate her penthouse.

او یک طراح داخلی استخدام کرد تا پنتهاوس خود را تزئین کند.

The penthouse has a private elevator that goes directly to the top floor.

پنتهاوس دارای یک آسانسور خصوصی است که مستقیماً به طبقه بالا می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید