| جمع | penuries |
Hardship and penury wore him out before his time.
سختی و فقر او را قبل از موعد از پا درآوردند.
destitution, indigence, need, neediness, pauperism, pauperization, penury (en) - impecuniousness, pennilessness, penuriousness (en)[Dériv
فاقد امکانات، تنگدستی، فقر، تهیدستی، بیچارگی، نداری، بیکسی (en) - بیپولی، تنگدستی، فقرآلود (en)[مشتق
The family fell into penury after the breadwinner lost his job.
خانواده پس از اینکه نانآور خانواده شغل خود را از دست داد، به فقر افتاد.
The charity aims to help those living in penury.
این سازمان خیریه هدف خود را کمک به افرادی میداند که در فقر زندگی میکنند.
She worked hard to lift her family out of penury.
او سخت تلاش کرد تا خانوادهاش را از فقر بیرون بیاورد.
The penury in the region was exacerbated by the recent economic downturn.
فقر در این منطقه به دلیل رکود اقتصادی اخیر تشدید شد.
Many elderly people are living in penury due to inadequate retirement funds.
بسیاری از افراد مسن به دلیل بودجه بازنشستگی ناکافی در فقر زندگی میکنند.
The novel depicts the protagonist's struggle to overcome penury and achieve success.
در این رمان، تلاش قهرمان برای غلبه بر فقر و دستیابی به موفقیت به تصویر کشیده شده است.
The government implemented programs to alleviate penury in the rural areas.
دولت برنامههایی را برای کاهش فقر در مناطق روستایی اجرا کرد.
Despite his penury, he remained generous and kind-hearted.
با وجود فقرش، او سخاوتمند و مهربان باقی ماند.
The documentary sheds light on the challenges faced by those living in penury.
این مستند بر چالشهایی که افراد در فقر با آن روبرو هستند، نور میتاباند.
Education is often seen as a way out of penury for many families.
آموزش اغلب به عنوان راهی برای رهایی از فقر برای بسیاری از خانوادهها دیده میشود.
Luxury and penury have always coexisted there in uneasy tension.
ظرفیت و فقر همیشه در آنجا در تنش ناخوشایند با هم وجود داشته اند.
منبع: The Economist (Summary)His is a world of violence, random death, corruption, hunger and penury.
دنیا او دنیایی از خشونت، مرگ تصادفی، فساد، گرسنگی و فقر است.
منبع: The Economist (Summary)Had he stopped there, he would have faced a life on the edge of penury.
اگر او آنجا متوقف می شد، با زندگی در آستانه فقر روبرو می شد.
منبع: The Economist (Summary)Ashamed that she was poor and reduced to galling shifts and penury and work that negroes should do.
ننگ داشت که فقیر بود و به شیفت های آزاردهنده و فقر و کاری که برده ها باید انجام دهند، کاهش یافته بود.
منبع: Gone with the Wind'Everything except this penury, ' replied Louis, unmoved.
'همه چیز به جز این فقر،' لوئیس پاسخ داد، بدون اینکه تکان بخورد.
منبع: Lovers in the Tower (Part Two)Remembering the bitter hungry days at Tara and her more recent penury, Scarlett felt that she could never eat enough of these rich dishes.
یاد روزهای گرسنه و تلخ در تارا و فقر اخیر او، اسکارلت احساس کرد که هرگز نمی تواند به اندازه کافی از این غذاهای لذیذ بخورد.
منبع: Gone with the WindI should have wrecked and wasted in one way or another, either by penury or by luxury.
من باید به نحوی خراب و هدر می دادم، یا از طریق فقر یا از طریق تجمل.
منبع: News from Wuyou Township (Part 2)By supplementing public coverage with private policies, the government hopes that people may just manage to escape penury in their old age.
با تکمیل پوشش عمومی با سیاست های خصوصی، دولت امیدوار است که مردم بتوانند از فقر در سنین پیری فرار کنند.
منبع: The Economist (Summary)Meanwhile, the former is a high-wire act in which we fantasise generating an income from what we deeply love and yet we constantly fear penury and humiliation.
در همین حال، مورد اول یک نمایش آکروباتیک است که ما فانتزی تولید درآمد از آنچه عمیقاً دوست داریم را داریم و با این وجود دائماً از فقر و تحقیر می ترسیم.
منبع: The school of lifeThe government doesn't want to help all its citizens get out of penury, help them live a dignified life, dignified, because the salaries, salaries must be salaries.
دولت نمی خواهد به همه شهروندانش کمک کند تا از فقر خارج شوند، به آنها کمک کند زندگی شرافتمندانه ای داشته باشند، شرافتمندانه، زیرا حقوق و دستمزدها باید حقوق و دستمزد باشند.
منبع: BBC Listening December 2018 CollectionHardship and penury wore him out before his time.
سختی و فقر او را قبل از موعد از پا درآوردند.
destitution, indigence, need, neediness, pauperism, pauperization, penury (en) - impecuniousness, pennilessness, penuriousness (en)[Dériv
فاقد امکانات، تنگدستی، فقر، تهیدستی، بیچارگی، نداری، بیکسی (en) - بیپولی، تنگدستی، فقرآلود (en)[مشتق
The family fell into penury after the breadwinner lost his job.
خانواده پس از اینکه نانآور خانواده شغل خود را از دست داد، به فقر افتاد.
The charity aims to help those living in penury.
این سازمان خیریه هدف خود را کمک به افرادی میداند که در فقر زندگی میکنند.
She worked hard to lift her family out of penury.
او سخت تلاش کرد تا خانوادهاش را از فقر بیرون بیاورد.
The penury in the region was exacerbated by the recent economic downturn.
فقر در این منطقه به دلیل رکود اقتصادی اخیر تشدید شد.
Many elderly people are living in penury due to inadequate retirement funds.
بسیاری از افراد مسن به دلیل بودجه بازنشستگی ناکافی در فقر زندگی میکنند.
The novel depicts the protagonist's struggle to overcome penury and achieve success.
در این رمان، تلاش قهرمان برای غلبه بر فقر و دستیابی به موفقیت به تصویر کشیده شده است.
The government implemented programs to alleviate penury in the rural areas.
دولت برنامههایی را برای کاهش فقر در مناطق روستایی اجرا کرد.
Despite his penury, he remained generous and kind-hearted.
با وجود فقرش، او سخاوتمند و مهربان باقی ماند.
The documentary sheds light on the challenges faced by those living in penury.
این مستند بر چالشهایی که افراد در فقر با آن روبرو هستند، نور میتاباند.
Education is often seen as a way out of penury for many families.
آموزش اغلب به عنوان راهی برای رهایی از فقر برای بسیاری از خانوادهها دیده میشود.
Luxury and penury have always coexisted there in uneasy tension.
ظرفیت و فقر همیشه در آنجا در تنش ناخوشایند با هم وجود داشته اند.
منبع: The Economist (Summary)His is a world of violence, random death, corruption, hunger and penury.
دنیا او دنیایی از خشونت، مرگ تصادفی، فساد، گرسنگی و فقر است.
منبع: The Economist (Summary)Had he stopped there, he would have faced a life on the edge of penury.
اگر او آنجا متوقف می شد، با زندگی در آستانه فقر روبرو می شد.
منبع: The Economist (Summary)Ashamed that she was poor and reduced to galling shifts and penury and work that negroes should do.
ننگ داشت که فقیر بود و به شیفت های آزاردهنده و فقر و کاری که برده ها باید انجام دهند، کاهش یافته بود.
منبع: Gone with the Wind'Everything except this penury, ' replied Louis, unmoved.
'همه چیز به جز این فقر،' لوئیس پاسخ داد، بدون اینکه تکان بخورد.
منبع: Lovers in the Tower (Part Two)Remembering the bitter hungry days at Tara and her more recent penury, Scarlett felt that she could never eat enough of these rich dishes.
یاد روزهای گرسنه و تلخ در تارا و فقر اخیر او، اسکارلت احساس کرد که هرگز نمی تواند به اندازه کافی از این غذاهای لذیذ بخورد.
منبع: Gone with the WindI should have wrecked and wasted in one way or another, either by penury or by luxury.
من باید به نحوی خراب و هدر می دادم، یا از طریق فقر یا از طریق تجمل.
منبع: News from Wuyou Township (Part 2)By supplementing public coverage with private policies, the government hopes that people may just manage to escape penury in their old age.
با تکمیل پوشش عمومی با سیاست های خصوصی، دولت امیدوار است که مردم بتوانند از فقر در سنین پیری فرار کنند.
منبع: The Economist (Summary)Meanwhile, the former is a high-wire act in which we fantasise generating an income from what we deeply love and yet we constantly fear penury and humiliation.
در همین حال، مورد اول یک نمایش آکروباتیک است که ما فانتزی تولید درآمد از آنچه عمیقاً دوست داریم را داریم و با این وجود دائماً از فقر و تحقیر می ترسیم.
منبع: The school of lifeThe government doesn't want to help all its citizens get out of penury, help them live a dignified life, dignified, because the salaries, salaries must be salaries.
دولت نمی خواهد به همه شهروندانش کمک کند تا از فقر خارج شوند، به آنها کمک کند زندگی شرافتمندانه ای داشته باشند، شرافتمندانه، زیرا حقوق و دستمزدها باید حقوق و دستمزد باشند.
منبع: BBC Listening December 2018 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید