perambulator

[ایالات متحده]/ˌpɛr.æm.bjʊ.leɪ.tər/
[بریتانیا]/ˌpɪr.æm.bjə.leɪ.t̬ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالسکه یا گهواره نوزاد; یک نقشه‌بردار یا کسی که بازرسی می‌کند; یک سرگردان یا مسافر; یک دستگاه اندازه‌گیری برای فاصله
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

baby perambulator

چرخ‌دسته‌ی کودک

perambulator design

طراحی چرخ‌دسته

modern perambulator

چرخ‌دسته مدرن

perambulator wheels

چرخ‌های چرخ‌دسته

perambulator model

مدل چرخ‌دسته

perambulator safety

ایمنی چرخ‌دسته

perambulator features

ویژگی‌های چرخ‌دسته

perambulator accessories

لوازم جانبی چرخ‌دسته

vintage perambulator

چرخ‌دسته قدیمی

perambulator shop

فروشگاه چرخ‌دسته

جملات نمونه

the mother pushed the perambulator down the street.

مادر کالسکه بچه را در خیابان هل داد.

he bought a new perambulator for his baby.

او یک کالسکه بچه جدید برای نوزادش خرید.

they strolled through the park with the perambulator.

آنها با کالسکه بچه در پارک قدم زدند.

the perambulator was designed for easy maneuverability.

کالسکه بچه طوری طراحی شده بود که به راحتی بتوان آن را مانور داد.

she carefully placed the baby in the perambulator.

او با دقت نوزاد را در کالسکه بچه قرار داد.

perambulators come in various styles and colors.

کالسکه بچه ها در طرح ها و رنگ های مختلف عرضه می شوند.

he adjusted the perambulator's handle for comfort.

او دسته کالسکه بچه را برای راحتی تنظیم کرد.

the perambulator has a storage basket underneath.

کالسکه بچه یک سبد ذخیره سازی در زیر آن دارد.

she often takes her perambulator to the market.

او اغلب کالسکه بچه خود را به بازار می برد.

the lightweight perambulator is easy to carry.

کالسکه بچه سبک به راحتی قابل حمل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید