| جمع | pushchairs |
a reversible pushchair seat.
صندلی واکر قابل برگشت
she had to bump the pushchair down the steps.
او مجبور شد چرخ بچه را از پله ها پایین بیاورد.
pushchairs should be capable of withstanding rough treatment.
واکرها باید قادر به مقاومت در برابر رفتار خشن باشند.
heartless thieves stole the pushchair of a two-year-old boy.
سارقان بیرحم کالسکه دوچرخهی پسر بچه دو ساله را دزدیدند.
a reversible pushchair seat.
صندلی واکر قابل برگشت
she had to bump the pushchair down the steps.
او مجبور شد چرخ بچه را از پله ها پایین بیاورد.
pushchairs should be capable of withstanding rough treatment.
واکرها باید قادر به مقاومت در برابر رفتار خشن باشند.
heartless thieves stole the pushchair of a two-year-old boy.
سارقان بیرحم کالسکه دوچرخهی پسر بچه دو ساله را دزدیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید