perceivings

[ایالات متحده]/pəˈsiːvɪŋz/
[بریتانیا]/pɚˈsiːvɪŋz/

ترجمه

n. درک‌ها؛ اعمال یا نمونه‌های درک کردن؛ نوع یا سبکی بازتاب‌گر و فکری
v. درک کردن؛ متوجه شدن (صورت مفعولی/اسم مفعولی فعل perceive)

عبارات و ترکیب‌ها

perceivings vary

درک‌ها متفاوت است

جملات نمونه

her perceivings of risk grew sharper after the near miss.

درک‌های او از خطر پس از نزدیک شدن به حادثه تیزتر شد.

his perceivings of others often change with new evidence.

درک‌های او از دیگران ممکن است با شواهد جدید تغییر کند.

the artist’s perceivings of light and shadow guide every brushstroke.

درک هنرمند از نور و سایه هر گوشه‌کشی را هدایت می‌کند.

in therapy, she explores her perceivings of childhood events.

در درمان، او درک‌های خود از رویدادهای کودکی را بررسی می‌کند.

our perceivings of the brand improved after better customer service.

درک‌های ما از برند پس از بهبود خدمات مشتری بهبود یافت.

the report highlights public perceivings of safety in the city center.

گزارش به درک‌های عمومی از امنیت در مرکز شهر اشاره می‌کند.

different cultural backgrounds shape perceivings of politeness.

پس‌زمینه‌های فرهنگی مختلف درک‌های از لطف و ادب را شکل می‌دهد.

her perceivings of time vary under stress and fatigue.

درک‌های او از زمان تحت تأثیر استرس و خستگی متفاوت است.

accurate perceivings of customer needs can drive product success.

درک دقیق از نیازهای مشتری می‌تواند موفقیت محصول را به دنبال داشته باشد.

his perceivings of the situation were clouded by anger.

درک‌های او از وضعیت توسط غضب مهیج شده بود.

over months, their perceivings of each other became more respectful.

در طول ماه‌ها، درک‌های آن‌ها از یکدیگر بیشتر احترام گذاشته شد.

training helps pilots refine perceivings of speed and distance.

آموزش به پیлот‌ها کمک می‌کند تا درک‌هایشان از سرعت و فاصله را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید