noticings

[ایالات متحده]/ˈnəʊtɪsɪŋz/
[بریتانیا]/ˈnoʊtɪsɪŋz/

ترجمه

v. عمل توجه کردن یا متوجه شدن\nn. عمل توجه کردن; یک اطلاعیه یا اعلان

عبارات و ترکیب‌ها

my noticings

مشاهدات من

daily noticings

مشاهدات روزانه

shared noticings

مشاهدات به اشتراک گذاشته شده

important noticings

مشاهدات مهم

subtle noticings

مشاهدات ظریف

new noticings

مشاهدات جدید

personal noticings

مشاهدات شخصی

frequent noticings

مشاهدات مکرر

unexpected noticings

مشاهدات غیرمنتظره

collective noticings

مشاهدات جمعی

جملات نمونه

my noticings during the meeting helped us identify key issues.

مشاهدات من در طول جلسه به ما کمک کرد تا مسائل کلیدی را شناسایی کنیم.

her noticings about the environment sparked a lively discussion.

مشاهدات او در مورد محیط زیست باعث ایجاد بحثی پر جنب و جوش شد.

his noticings about the project progress were very insightful.

مشاهدات او در مورد پیشرفت پروژه بسیار روشنگر بود.

we should share our noticings to improve teamwork.

ما باید مشاهدات خود را به اشتراک بگذاریم تا کار تیمی را بهبود بخشیم.

her noticings of customer behavior helped improve sales.

مشاهدات او در مورد رفتار مشتری به بهبود فروش کمک کرد.

noticings from the survey indicate a need for change.

مشاهدات حاصل از نظرسنجی نشان دهنده نیاز به تغییر است.

his noticings during the experiment were crucial for the results.

مشاهدات او در طول آزمایش برای دستیابی به نتایج بسیار مهم بود.

sharing our noticings can lead to better solutions.

به اشتراک گذاشتن مشاهدات ما می تواند منجر به راه حل های بهتر شود.

her noticings about the trends in fashion were quite accurate.

مشاهدات او در مورد روند مد بسیار دقیق بود.

his noticings about team dynamics helped resolve conflicts.

مشاهدات او در مورد پویایی گروه به حل اختلافات کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید