perfectible

[ایالات متحده]/pəˈfɛktəbl/
[بریتانیا]/pərˈfɛktəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به کامل شدن؛ قابل اتمام

عبارات و ترکیب‌ها

perfectible art

هنر قابل بهبود

perfectible system

سیستم قابل بهبود

perfectible process

فرآیند قابل بهبود

perfectible idea

ایده قابل بهبود

perfectible model

مدل قابل بهبود

perfectible method

روش قابل بهبود

perfectible solution

راه حل قابل بهبود

perfectible product

محصول قابل بهبود

perfectible technique

تکنیک قابل بهبود

perfectible concept

مفهوم قابل بهبود

جملات نمونه

her skills are perfectible with practice.

مهارت‌های او با تمرین قابل بهبود هستند.

we believe that every approach is perfectible.

ما معتقدیم هر روشی قابل بهبود است.

his argument is not perfectible without further evidence.

بدون شواهد بیشتر، استدلال او قابل بهبود نیست.

in art, every piece is perfectible over time.

در هنر، هر قطعه‌ای با گذشت زمان قابل بهبود است.

the process is perfectible through feedback.

این فرآیند از طریق بازخورد قابل بهبود است.

we strive for a perfectible system in our organization.

ما برای یک سیستم قابل بهبود در سازمان خود تلاش می‌کنیم.

her writing style is perfectible with constructive criticism.

سبک نوشتاری او با انتقاد سازنده قابل بهبود است.

the method is perfectible and can be refined.

این روش قابل بهبود و قابل پالایش است.

every project is perfectible if we learn from mistakes.

هر پروژه‌ای قابل بهبود است اگر از اشتباهات خود درس بگیریم.

his performance is perfectible with more experience.

عملکرد او با تجربه بیشتر قابل بهبود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید