perfectionism

[ایالات متحده]/pə'fekʃ(ə)nɪz(ə)m/
[بریتانیا]/pɚ'fɛkʃənɪzm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیگیری کمال، باور به کمال.
Word Forms

جملات نمونه

She struggles with perfectionism in everything she does.

او در همه کارها با کمال‌گرایی دست و پنجه نرم می‌کند.

Perfectionism can lead to high levels of stress and anxiety.

کمال‌گرایی می‌تواند منجر به سطح بالایی از استرس و اضطراب شود.

His perfectionism often results in missed deadlines.

کمال‌گرایی او اغلب منجر به از دست دادن مهلت‌ها می‌شود.

Perfectionism can be both a strength and a weakness.

کمال‌گرایی می‌تواند هم یک نقطه قوت و هم یک نقطه ضعف باشد.

Overcoming perfectionism is a journey towards self-acceptance.

غلبه بر کمال‌گرایی سفری به سوی پذیرش خود است.

Perfectionism can hinder creativity and innovation.

کمال‌گرایی می‌تواند خلاقیت و نوآوری را مختل کند.

Perfectionism may lead to unrealistic expectations.

کمال‌گرایی ممکن است منجر به انتظارات غیرواقعی شود.

She strives for perfectionism in her work.

او برای کمال‌گرایی در کار خود تلاش می‌کند.

Perfectionism can be a barrier to personal growth.

کمال‌گرایی می‌تواند مانعی برای رشد شخصی باشد.

Perfectionism is often linked to feelings of inadequacy.

کمال‌گرایی اغلب با احساسات ناتوانی مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید