periodic

[ایالات متحده]/ˌpɪəriˈɒdɪk/
[بریتانیا]/ˌpɪriˈɑːdɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور منظم رخ دادن; تکراری

عبارات و ترکیب‌ها

periodic table

جدول تناوبی

periodic function

تابع دوره‌ای

periodic assessment

ارزیابی دوره‌ای

periodic maintenance

نگهداری دوره‌ای

periodic trends

روندهای دوره‌ای

periodic structure

ساختار دوره‌ای

periodic wave

موج دوره‌ای

periodic inspection

بازرسی دوره‌ای

periodic change

تغییر دوره‌ای

periodic law

قانون دوره‌ای

periodic motion

حرکت دوره‌ای

periodic review

بررسی دوره‌ای

periodic system

سیستم دوره‌ای

periodic acid

اسید دوره‌ای

periodic error

خطای دوره‌ای

periodic time

زمان دوره‌ای

periodic inventory

امرداد دوره‌ای

periodic cleaning

تمیز کردن دوره‌ای

periodic report

گزارش دوره‌ای

جملات نمونه

the periodic destruction and recreation of the universe.

نابودی و بازآفرینی تناوب‌دار جهان.

periodic attacks of malaria

حملات دوره‌ای مالاریا

periodic feelings of anxiety.

احساسات دوره‌ای اضطراب.

These arrangements are subject to periodic reviews.

این چیدمان ها مشمول بررسی های دوره ای هستند.

the periodic visits she made to her father.

بازدیدهای دوره‌ای که او از پدرش می‌کرد.

a periodic fit of cleaning up one's desk

یک دوره تناوب تمیز کردن میز خود

A set of gears needs periodic alignment.

یک مجموعه چرخ‌دنده نیاز به هم‌ترازی دوره‌ای دارد.

Long long ago, we knew the periodic motion of a planet.

خیلی وقت پیش، ما از حرکت تناوبی یک سیاره آگاه بودیم.

the characteristics of periodic and aperiodic tasks

ویژگی‌های وظایف دوره‌ای و غیر دوره‌ای

recurrent food crises led to periodic outbreaks of disorder.

بحران‌های غذایی مکرر منجر به بروز دوره‌ای ناآرامی‌ها شد.

Biorhythm A periodic physiological or behavioral change that is controlled by a biological clock.

ریتم بیولوژیکی: یک تغییر فیزیولوژیکی یا رفتاری دوره ای که توسط یک ساعت بیولوژیکی کنترل می شود.

Microgram for microgram, beryllium is one of the most toxic elements on the periodic table.

به ازای هر میکروگرم، زیرکونیوم یکی از سمی‌ترین عناصر در جدول تناوبی است.

This is in contrast with an overdraft which is subject to periodic review and is in principle recallable at any time.

این در تضاد با بدهی کارت اعتباری است که مشمول بررسی دوره ای است و در اصل قابل بازپس گیری در هر زمان است.

Periodic only 7 - 10 days, shorten than traditional method a day above, raciness.

دوره ای فقط 7 تا 10 روز، کوتاهتر از روش سنتی یک روز بالاتر، جوانی.

These chemical sensitizers comprises ofⅧ group metal complex of Periodic Table of Elements and chalcogen element compounds.

این حساس‌کننده‌های شیمیایی شامل کمپلکس فلزی گروه Ⅷ جدول تناوبی عناصر و ترکیبات عنصر خاگلجن هستند.

Objective: To study the clinical features of thyrotoxic periodic paralysis (TPP).

هدف: مطالعه ویژگی های بالینی فلج دوره‌ای تیروئید سمی (TPP).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید