periodicality

[ایالات متحده]/[ˌpɪərɪˈɒdɪkəli]/
[بریتانیا]/[ˌpɪərɪˈɒdɪkəli]/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت تناوبی بودن؛ وقوع در فواصل منظم؛ الگوی رویدادها یا پدیده‌های تکراری؛ ویژگی یک تابع یا سری که در فواصل منظم تکرار می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

periodicality analysis

تحلیل دوره‌ای

جملات نمونه

the cyclical nature of seasons demonstrates a clear example of periodicity.

پایاپای بودن فصل‌ها یک نمونه واضح از دوره‌پذیری را نشان می‌دهد.

we observed a strong periodicity in the lunar phases.

ما دوره‌پذیری قوی‌ای در فازهای ماه مشاهده کردیم.

the data revealed a distinct periodicity in the stock market fluctuations.

داده‌ها نشان داد که تغییرات بازار سهام دارای دوره‌پذیری متمایزی است.

analyzing the data, we found a significant periodicity in the sales figures.

با تحلیل داده‌ها، ما دوره‌پذیری معنی‌داری در ارقام فروش پیدا کردیم.

the study investigated the periodicity of the species' breeding cycle.

این مطالعه دوره‌پذیری چرخه تکثیر گونه را مورد بررسی قرار داد.

the signal exhibited a regular periodicity despite the noise.

این سیگنال با وجود نویز، دوره‌پذیری منظمی نشان داد.

understanding the periodicity of the phenomenon is crucial for prediction.

درک دوره‌پذیری پدیده برای پیش‌بینی بسیار مهم است.

the researchers focused on identifying the periodicity of the seismic activity.

پژوهش‌گران روی شناسایی دوره‌پذیری فعالیت زمین‌لرزه‌ای تمرکز داشتند.

the presence of periodicity suggested a recurring pattern in the data.

وجود دوره‌پذیری الگوی تکراری در داده‌ها را پیشنهاد می‌کرد.

the long-term analysis confirmed the periodicity of the business cycle.

تحلیل بلندمدت دوره‌پذیری چرخه اقتصادی را تأیید کرد.

the system's periodicity was affected by external factors.

دوره‌پذیری سیستم تحت تأثیر عوامل خارجی قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید