magazine

[ایالات متحده]/mægə'ziːn/
[بریتانیا]/'mæɡəzin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشریه‌ای که شامل مقالات، عکس‌ها و تبلیغات است
n. محل ذخیره مهمات
n. ظرفی برای فیلم عکاسی.
Word Forms
جمعmagazines

عبارات و ترکیب‌ها

fashion magazine

مجله مد

weekly magazine

مجله هفتگی

sports magazine

مجله ورزشی

digital magazine

مجله دیجیتال

monthly magazine

مجله ماهانه

fortune magazine

مجله فورچون

trade magazine

مجله تجاری

read a magazine

خواندن یک مجله

tool magazine

مجله ابزار

school magazine

مجله مدرسه

magazine rack

قفسه مجله

جملات نمونه

a magazine with a large circulation

یک مجله با تیراژ بالا

This magazine will appear fortnightly.

این مجله به صورت دو هفته یکبار منتشر خواهد شد.

a contributor to a magazine

نویسنده مجله

the magazine had a large circulation.

مجله دارای تیراژ بالایی بود.

a skit on daytime magazine programmes.

یک طرح طنز در برنامه های مجله روزانه.

freelanced the article to a magazine publisher.

مقاله را به یک ناشر مجله فریلنس کرد.

a magazine feature on the downside of fashion modelling.

گزارشی در مجله در مورد جنبه منفی مدلینگ.

the magazine is both entertaining and informative.

مجله هم سرگرم‌کننده و هم آموزنده است.

this magazine of yours won't sell.

این مجله شما فروش نخواهد کرد.

a slashing magazine attack on her.

حمله مجله ای تند به او.

the stylistic conventions of magazine stories.

معاهدات سبکی داستان‌های مجله.

magazine of doubtful taste

مجله با سلیقه‌ای مشکوک

a quarterly magazine; a quarterly payment.

یک مجله فصلی؛ یک پرداخت فصلی.

renew a contract; renew a magazine subscription.

تمدید قرارداد؛ تمدید اشتراک مجله.

This magazine is devoted to science.

این مجله به علم اختصاص دارد.

The editor of the magazine was hard up for material.

ویراستار مجله برای مطالب در مضیقه بود.

This magazine has a large circulation.

این مجله دارای تیراژ بالایی است.

He held a magazine in his hand.

او یک مجله در دست داشت.

This magazine is put out every Friday.

این مجله هر جمعه منتشر می شود.

نمونه‌های واقعی

We will ban all high capacity magazines.

ما تمام مجلهای با ظرفیت بالا را ممنوع خواهیم کرد.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

There are some magazines on the television.

برخی از مجلات در تلویزیون وجود دارد.

منبع: New Concept English 1

Excuse me, May I have some magazines please?

ببخشید، آیا می توانم چند مجله بگیرم؟

منبع: Traveling Abroad Conversation: Travel Section

Good morning, Rob. I'm reading a magazine.

صبح بخیر، راب. من در حال خواندن یک مجله هستم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

There was a magazine. It's now deceased.

یک مجله وجود داشت. اکنون متوفی است.

منبع: We all dressed up for Bill.

Can I borrow one of your Sassy magazines?

آیا می توانم یکی از مجله های شما به نام Sassy را قرض بگیرم؟

منبع: Young Sheldon Season 5

She took some of my new magazines and CDs.

او برخی از مجله ها و CD های جدید من را برداشت.

منبع: New Target Junior High School English Grade Eight (Second Semester)

I can't believe I forget to bring a magazine.

نمی توانم باور کنم که فراموش کردم یک مجله بیاورم.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Bob bundled up these magazines and put them away.

باب این مجله ها را جمع کرد و آنها را کنار گذاشت.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Oh, yeah. I rubbed a magazine on myself earlier.

اوه، بله. من قبلاً یک مجله را روی خودم مالیدم.

منبع: Friends Season 9

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید