peripatetically

[ایالات متحده]/ˌperɪpəˈtɛtɪkli/
[بریتانیا]/ˌperɪpəˈtɛtɪkli/

ترجمه

adv.به صورت سرگردان; به شکل wanderer

جملات نمونه

the professor peripatetically travels between three universities each semester, lecturing on comparative literature.

استاد هر ترم به صورت سرگردان بین سه دانشگاه سفر می‌کند و درباره ادبیات تطبیقی سخنرانی می‌کند.

sales representatives peripatetically visit clients across the region, building relationships through face-to-face meetings.

نمایندگان فروش به صورت سرگردان از مشتریان در سراسر منطقه دیدار می‌کنند و از طریق ملاقات‌های حضوری روابط را تقویت می‌کنند.

the nomadic musician peripatetically performs at festivals throughout europe during summer months.

موسیقی‌دان عشایری تابستان در جشنواره‌های سراسر اروپا به صورت سرگردان اجرا می‌کند.

journalists often work peripatetically, moving from one news story location to another without settling anywhere.

روزنامه‌نگاران اغلب به صورت سرگردان کار می‌کنند و بدون سکون در مکانی از یک خبر به مکان دیگر نقل مکان می‌کنند.

the documentary filmmaker peripatetically explored remote villages, capturing authentic stories from diverse cultures.

فیلم‌ساز مستند روستاهای دورافتاده را به صورت سرگردان کاوش کرد و داستان‌های اصیل از فرهنگ‌های مختلف را ثبت کرد.

after graduation, she lived peripatetically for several years, working as a digital nomad while traveling the world.

پس از فارغ‌التحصیلی، چندین سال به صورت سرگردان زندگی کرد و به عنوان یک دیجیتال نوماد در حالی که جهان را سفر می‌کرد کار می‌کرد.

the consultant peripatetically advises startups in different cities, charging premium rates for expertise.

مشاور به صورت سرگردان به استارتاپ‌های مختلف در شهرهای متفاوت مشاوره می‌دهد و برای تخصص خود نرخ‌های بالا دریافت می‌کند.

archaeologists peripatetically excavate sites across the middle east, spending months at each location.

باستان‌شناسان به صورت سرگردان مناطق باستانی را در سراسر خاورمیانه کاوش می‌کنند و ماه‌ها را در هر مکان سپری می‌کنند.

the yoga instructor peripatetically teaches workshops in various cities, adapting her methods to different student populations.

مربی یوگا به صورت سرگردان کارگاه‌های آموزشی را در شهرهای مختلف تدریس می‌کند و روش‌های خود را با جمعیت‌های دانشجویی متفاوت تطبیق می‌دهد.

during his gap year, he traveled peripatetically through southeast asia, working odd jobs along the way.

در سال مرخصی خود، به صورت سرگردان در جنوب شرقی آسیا سفر کرد و در حین مسیر کارهای پاره‌وقت انجام داد.

the food critic peripatetically reviews restaurants nationwide, publishing monthly guides for hungry readers.

منتقد غذا به صورت سرگردان رستوران‌های سراسر کشور را نقد می‌کند و راهنماهای ماهانه برای خوانندگان گرسنه منتشر می‌کند.

diplomats peripatetically represent their countries at international conferences, negotiating treaties and agreements.

دیپلمات‌ها به صورت سرگردان کشورهای خود را در کنفرانس‌های بین‌المللی نمایندگی می‌کنند و معاهدات و توافق‌نامه‌ها را مذاکره می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید