periscope

[ایالات متحده]/ˈpɛrɪskəʊp/
[بریتانیا]/ˈpɛrɪskoʊp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای برای دیدن بالای یا دور یک شی؛ یک ابزار نوری برای مشاهده از یک موقعیت پنهان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

underwater periscope

دوربینک دریایی

periscope view

دید دوربین جستجوگر

periscope lens

لنز پرiscope

periscope camera

دوربین پرiscope

periscope system

سیستم پرiscope

periscope function

عملکرد پرiscope

periscope design

طراحی پرiscope

periscope operation

نحوه کارکرد پرiscope

periscope technology

فناوری پرiscope

periscope mechanism

مکانیزم پرiscope

جملات نمونه

the submarine used a periscope to see above the water.

زیر دریایی از جستجوگر برای دیدن بالای آب استفاده کرد.

he adjusted the periscope to get a better view.

او جستجوگر را تنظیم کرد تا دید بهتری داشته باشد.

periscopes are essential for underwater navigation.

جستجوگرها برای ناوبری زیر آب ضروری هستند.

they designed a new periscope for the research vessel.

آنها یک جستجوگر جدید برای کشتی تحقیقاتی طراحی کردند.

the periscope allowed them to spot enemy ships.

جستجوگر به آنها اجازه داد تا کشتی های دشمن را شناسایی کنند.

children love to play with toy periscopes.

بچه ها عاشق بازی با جستجوگرهای اسباب بازی هستند.

using a periscope can enhance your observation skills.

استفاده از یک جستجوگر می تواند مهارت های مشاهده شما را افزایش دهد.

he peered through the periscope to check the surroundings.

او از طریق جستجوگر نگاه کرد تا محیط اطراف را بررسی کند.

periscopes can be found in many military submarines.

جستجوگرها را می توان در بسیاری از زیر دریزی های نظامی یافت.

the periscope's lens was damaged during the mission.

عدسی جستجوگر در طول ماموریت آسیب دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید