| جمع | perishers |
perisher resort
پیراشیر ریزورت
perisher snow
برف پیراشیر
perisher lift
دستگاه بالابر پیراشیر
perisher mountain
کوه پیراشیر
perisher area
منطقه پیراشیر
perisher trail
مسیر پیراشیر
perisher pass
گذرگاه پیراشیر
perisher guide
راهنمای پیراشیر
perisher experience
تجربه پیراشیر
perisher conditions
شرایط پیراشیر
he felt like a perisher in the new city.
او احساس میکرد در شهر جدید یک غریبه است.
don't be a perisher; join us for the adventure!
غریبه نباشید؛ به ما در این ماجراجویی بپیوندید!
she always calls him a perisher when he avoids social events.
او همیشه او را غریبه خطاب میکند وقتی که از حضور در رویدادهای اجتماعی اجتناب میکند.
feeling like a perisher can be tough, but it's part of the journey.
احساس غریبه بودن میتواند سخت باشد، اما بخشی از مسیر است.
as a perisher, he struggled to find his place in the group.
به عنوان یک غریبه، او برای پیدا کردن جایگاه خود در گروه تلاش کرد.
being a perisher taught her to appreciate different cultures.
غریبه بودن به او آموخت که فرهنگهای مختلف را ارزیابی کند.
they welcomed the perisher with open arms.
آنها غریبه را با آغوش باز استقبال کردند.
he felt like a perisher at the family reunion.
او احساس میکرد در دیدار خانوادگی یک غریبه است.
a perisher often brings a fresh perspective to discussions.
یک غریبه اغلب دیدگاه جدیدی به بحثها میآورد.
she realized being a perisher could lead to new friendships.
او متوجه شد که غریبه بودن میتواند منجر به دوستیهای جدید شود.
perisher resort
پیراشیر ریزورت
perisher snow
برف پیراشیر
perisher lift
دستگاه بالابر پیراشیر
perisher mountain
کوه پیراشیر
perisher area
منطقه پیراشیر
perisher trail
مسیر پیراشیر
perisher pass
گذرگاه پیراشیر
perisher guide
راهنمای پیراشیر
perisher experience
تجربه پیراشیر
perisher conditions
شرایط پیراشیر
he felt like a perisher in the new city.
او احساس میکرد در شهر جدید یک غریبه است.
don't be a perisher; join us for the adventure!
غریبه نباشید؛ به ما در این ماجراجویی بپیوندید!
she always calls him a perisher when he avoids social events.
او همیشه او را غریبه خطاب میکند وقتی که از حضور در رویدادهای اجتماعی اجتناب میکند.
feeling like a perisher can be tough, but it's part of the journey.
احساس غریبه بودن میتواند سخت باشد، اما بخشی از مسیر است.
as a perisher, he struggled to find his place in the group.
به عنوان یک غریبه، او برای پیدا کردن جایگاه خود در گروه تلاش کرد.
being a perisher taught her to appreciate different cultures.
غریبه بودن به او آموخت که فرهنگهای مختلف را ارزیابی کند.
they welcomed the perisher with open arms.
آنها غریبه را با آغوش باز استقبال کردند.
he felt like a perisher at the family reunion.
او احساس میکرد در دیدار خانوادگی یک غریبه است.
a perisher often brings a fresh perspective to discussions.
یک غریبه اغلب دیدگاه جدیدی به بحثها میآورد.
she realized being a perisher could lead to new friendships.
او متوجه شد که غریبه بودن میتواند منجر به دوستیهای جدید شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید