clear perspicuities
واضحدیدهها
subtle perspicuities
واضحدیدههای ظریف
hidden perspicuities
واضحدیدههای پنهان
complex perspicuities
واضحدیدههای پیچیده
nuanced perspicuities
واضحدیدههای ظرافتدار
intellectual perspicuities
واضحدیدههای فکری
practical perspicuities
واضحدیدههای عملی
theoretical perspicuities
واضحدیدههای نظری
philosophical perspicuities
واضحدیدههای فلسفی
distinct perspicuities
واضحدیدههای متمایز
his perspicuities about the complex topic impressed everyone.
دیدگاههای روشنگرانه او در مورد موضوع پیچیده، همه را تحت تاثیر قرار داد.
the perspicuities in her argument made it easy to follow.
دیدگاههای روشنگرانه او در استدلالش باعث شد که دنبال کردن آن آسان باشد.
understanding the perspicuities of the law is essential for lawyers.
درک دیدگاههای روشنگرانه قانون برای وکلا ضروری است.
his perspicuities helped clarify the confusing situation.
دیدگاههای روشنگرانه او به روشن شدن وضعیت گیجکننده کمک کرد.
she highlighted the perspicuities that others overlooked.
او دیدگاههای روشنگرانه را که دیگران نادیده گرفتند، برجسته کرد.
the professor's perspicuities on the subject were enlightening.
دیدگاههای روشنگرانه استاد در مورد این موضوع روشنگرانه بود.
his perspicuities regarding market trends proved invaluable.
دیدگاههای روشنگرانه او در مورد روند بازار ارزشمند تلقی شد.
the perspicuities of the report were well received by the committee.
دیدگاههای روشنگرانه گزارش به خوبی توسط کمیته مورد استقبال قرار گرفت.
her perspicuities often led to successful negotiations.
دیدگاههای روشنگرانه او اغلب منجر به مذاکرات موفق میشد.
recognizing the perspicuities in data analysis is crucial.
تشخیص دیدگاههای روشنگرانه در تجزیه و تحلیل دادهها بسیار مهم است.
clear perspicuities
واضحدیدهها
subtle perspicuities
واضحدیدههای ظریف
hidden perspicuities
واضحدیدههای پنهان
complex perspicuities
واضحدیدههای پیچیده
nuanced perspicuities
واضحدیدههای ظرافتدار
intellectual perspicuities
واضحدیدههای فکری
practical perspicuities
واضحدیدههای عملی
theoretical perspicuities
واضحدیدههای نظری
philosophical perspicuities
واضحدیدههای فلسفی
distinct perspicuities
واضحدیدههای متمایز
his perspicuities about the complex topic impressed everyone.
دیدگاههای روشنگرانه او در مورد موضوع پیچیده، همه را تحت تاثیر قرار داد.
the perspicuities in her argument made it easy to follow.
دیدگاههای روشنگرانه او در استدلالش باعث شد که دنبال کردن آن آسان باشد.
understanding the perspicuities of the law is essential for lawyers.
درک دیدگاههای روشنگرانه قانون برای وکلا ضروری است.
his perspicuities helped clarify the confusing situation.
دیدگاههای روشنگرانه او به روشن شدن وضعیت گیجکننده کمک کرد.
she highlighted the perspicuities that others overlooked.
او دیدگاههای روشنگرانه را که دیگران نادیده گرفتند، برجسته کرد.
the professor's perspicuities on the subject were enlightening.
دیدگاههای روشنگرانه استاد در مورد این موضوع روشنگرانه بود.
his perspicuities regarding market trends proved invaluable.
دیدگاههای روشنگرانه او در مورد روند بازار ارزشمند تلقی شد.
the perspicuities of the report were well received by the committee.
دیدگاههای روشنگرانه گزارش به خوبی توسط کمیته مورد استقبال قرار گرفت.
her perspicuities often led to successful negotiations.
دیدگاههای روشنگرانه او اغلب منجر به مذاکرات موفق میشد.
recognizing the perspicuities in data analysis is crucial.
تشخیص دیدگاههای روشنگرانه در تجزیه و تحلیل دادهها بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید