persuadable audience
مخاطب قابل متقاعد کردن
persuadable voter
مخاطب رایدهنده قابل متقاعد کردن
persuadable customer
مشتری قابل متقاعد کردن
persuadable individual
فرد قابل متقاعد کردن
persuadable group
گروه قابل متقاعد کردن
persuadable partner
همکار قابل متقاعد کردن
persuadable audience member
عضو مخاطب قابل متقاعد کردن
persuadable friend
دوست قابل متقاعد کردن
persuadable employee
کارمند قابل متقاعد کردن
persuadable client
مشتری قابل متقاعد کردن
she is very persuadable when it comes to trying new foods.
او در مورد امتحان کردن غذاهای جدید بسیار تحت تاثیر قرار میگیرد.
his arguments were so strong that even the persuadable audience changed their minds.
استدلالهای او آنقدر قوی بودند که حتی مخاطبان تحت تاثیر قرار گرفته نیز نظر خود را تغییر دادند.
being persuadable can sometimes lead to poor decisions.
قابل تحت تاثیر قرار گرفتن گاهی اوقات میتواند منجر به تصمیمات نادرست شود.
she realized that being too persuadable could be a disadvantage in negotiations.
او متوجه شد که بیش از حد قابل تحت تاثیر قرار گرفتن میتواند در مذاکرات یک نقطه ضعف باشد.
the persuadable nature of the group made it easy for the leader to implement changes.
ماهیت قابل تحت تاثیر قرار گرفتن گروه، اجرای تغییرات را برای رهبر آسان کرد.
his persuadable personality often puts him in difficult situations.
شخصیت قابل تحت تاثیر قرار گرفتن او اغلب او را در موقعیتهای دشوار قرار میدهد.
in marketing, understanding the persuadable consumer is crucial for success.
در بازاریابی، درک مصرفکننده قابل تحت تاثیر قرار گرفتن برای موفقیت بسیار مهم است.
she often finds herself in persuadable discussions with her friends.
او اغلب خود را درگیر بحثهایی با دوستانش مییابد که در آنها تحت تاثیر قرار میگیرد.
being persuadable can be beneficial in collaborative environments.
قابل تحت تاثیر قرار گرفتن میتواند در محیطهای مشارکتی مفید باشد.
he tends to be more persuadable when he is tired.
او معمولاً زمانی که خسته است بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرد.
persuadable audience
مخاطب قابل متقاعد کردن
persuadable voter
مخاطب رایدهنده قابل متقاعد کردن
persuadable customer
مشتری قابل متقاعد کردن
persuadable individual
فرد قابل متقاعد کردن
persuadable group
گروه قابل متقاعد کردن
persuadable partner
همکار قابل متقاعد کردن
persuadable audience member
عضو مخاطب قابل متقاعد کردن
persuadable friend
دوست قابل متقاعد کردن
persuadable employee
کارمند قابل متقاعد کردن
persuadable client
مشتری قابل متقاعد کردن
she is very persuadable when it comes to trying new foods.
او در مورد امتحان کردن غذاهای جدید بسیار تحت تاثیر قرار میگیرد.
his arguments were so strong that even the persuadable audience changed their minds.
استدلالهای او آنقدر قوی بودند که حتی مخاطبان تحت تاثیر قرار گرفته نیز نظر خود را تغییر دادند.
being persuadable can sometimes lead to poor decisions.
قابل تحت تاثیر قرار گرفتن گاهی اوقات میتواند منجر به تصمیمات نادرست شود.
she realized that being too persuadable could be a disadvantage in negotiations.
او متوجه شد که بیش از حد قابل تحت تاثیر قرار گرفتن میتواند در مذاکرات یک نقطه ضعف باشد.
the persuadable nature of the group made it easy for the leader to implement changes.
ماهیت قابل تحت تاثیر قرار گرفتن گروه، اجرای تغییرات را برای رهبر آسان کرد.
his persuadable personality often puts him in difficult situations.
شخصیت قابل تحت تاثیر قرار گرفتن او اغلب او را در موقعیتهای دشوار قرار میدهد.
in marketing, understanding the persuadable consumer is crucial for success.
در بازاریابی، درک مصرفکننده قابل تحت تاثیر قرار گرفتن برای موفقیت بسیار مهم است.
she often finds herself in persuadable discussions with her friends.
او اغلب خود را درگیر بحثهایی با دوستانش مییابد که در آنها تحت تاثیر قرار میگیرد.
being persuadable can be beneficial in collaborative environments.
قابل تحت تاثیر قرار گرفتن میتواند در محیطهای مشارکتی مفید باشد.
he tends to be more persuadable when he is tired.
او معمولاً زمانی که خسته است بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید