pertainym

[ایالات متحده]/pəˈteɪnɪm/
[بریتانیا]/pərˈteɪnɪm/

ترجمه

n. یک کلمه که از نظر معنایی با کلمه دیگری مرتبط است (معمولاً یک کلمه که با یک صفت یا بالعکس مرتبط است).
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the teacher explained that "happiness" is a pertainym of "happy".

معلم توضیح داد که "خوشبختی" یک پرتنیم از "خوشبخت" است.

linguists study how pertainyms develop from root words.

زبان‌شناسان مطالعه می‌کنند که چگونه پرتنیم‌ها از کلمات ریشه‌ای توسعه می‌یابند.

in this exercise, students must identify the pertainym for each base word.

در این تمرین، دانش‌آموزان باید پرتنیم مربوط به هر کلمه‌ی پایه را شناسایی کنند.

the dictionary lists common pertainyms in the entry for each root.

در فرهنگ‌نامه، پرتنیم‌های رایج در ورودی هر ریشه‌ی کلمه‌ای لیست شده‌اند.

understanding pertainyms helps expand vocabulary efficiently.

فهم پرتنیم‌ها به گسترش لغت به طور کارآمد کمک می‌کند.

the professor showed how "science" and "scientific" are pertainyms.

پروفسور نشان داد که "علم" و "علمی" پرتنیم‌ها هستند.

these two words share the same root, making them pertainyms.

این دو کلمه ریشه‌ی یکسانی دارند، بنابراین پرتنیم‌هایی هستند.

students often confuse pertainyms with synonyms.

دانش‌آموزان اغلب پرتنیم‌ها را با هم‌معنی‌ها اشتباه می‌گیرند.

the morphological relationship creates many useful pertainyms.

رابطه‌ی مورفولوژیکی بسیاری از پرتنیم‌های مفید را ایجاد می‌کند.

english has many latin-based pertainyms in scientific terminology.

زبان انگلیسی در واژگان علمی دارای بسیاری از پرتنیم‌های مبتنی بر لاتین است.

she noted that "friend" and "friendly" are pertainyms.

او نوشت که "دوست" و "دوست‌داشتنی" پرتنیم‌ها هستند.

learning pertainyms is a key strategy for language learners.

یادگیری پرتنیم‌ها یک استراتژی کلیدی برای یادگیرندگان زبان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید