petiolar

[ایالات متحده]/ˈpɛtɪəʊlə/
[بریتانیا]/ˈpɛtiˌɔr/

ترجمه

adj. مربوط به دمبرگ

عبارات و ترکیب‌ها

petiolar leaf

برگ دمگلویی

petiolar angle

زاویه دمگلویی

petiolar base

پایه‌ دمگلویی

petiolar structure

ساختار دمگلویی

petiolar attachment

اتصال دمگلویی

petiolar growth

رشد دمگلویی

petiolar region

ناحیه‌ دمگلویی

petiolar system

سیستم دمگلویی

petiolar morphology

ریخت‌شناسی دمگلویی

petiolar characteristics

ویژگی‌های دمگلویی

جملات نمونه

the petiolar leaves are essential for photosynthesis.

برگ‌های ساقه دار برای فتوسنتز ضروری هستند.

many plants have petiolar structures that support their leaves.

گیاهان زیادی دارای ساختارهای ساقه دار هستند که از برگ‌های آنها پشتیبانی می‌کنند.

petiolar characteristics can help identify different species.

ویژگی‌های ساقه دار می‌توانند به شناسایی گونه‌های مختلف کمک کنند.

in botany, the term 'petiolar' refers to the leaf stalk.

در گیاه‌شناسی، اصطلاح 'ساقه دار' به ساق برگ اشاره دارد.

the petiolar angle influences how leaves capture sunlight.

زاویه ساقه دار بر نحوه جذب نور خورشید توسط برگ‌ها تأثیر می‌گذارد.

some petiolar adaptations allow plants to thrive in harsh environments.

برخی از سازگاری‌های ساقه دار به گیاهان اجازه می‌دهد در محیط‌های سخت زنده بمانند.

research on petiolar development is crucial for understanding plant growth.

تحقیقات در مورد رشد ساقه دار برای درک رشد گیاهان بسیار مهم است.

the petiolar part of the plant can be affected by pests.

قسمت ساقه دار گیاه ممکن است تحت تأثیر آفات قرار گیرد.

observing petiolar traits can provide insights into plant evolution.

مشاهده ویژگی‌های ساقه دار می‌تواند بینشی در مورد تکامل گیاهان ارائه دهد.

petiolar variations are often seen in tropical plant species.

تغییرات ساقه دار اغلب در گونه‌های گیاهی استوایی دیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید